طوفان ناکامی‌ها: تهران در بن‌بست هسته‌ای، اقتصادی و منطقه‌ای

با تخریب تاسیسات هسته‌ای و بازگشت تحریم‌ها، رهبران تهران میان سازش و تقابل گرفتار شده‌اند؛ تصمیمی که مسیر بعدی جمهوری اسلامی را در قماری پرمخاطره تعیین می‌کند

در ۱۸ ماه گذشته، جمهوری اسلامی با «طوفان کاملی» از ناکامی‌ها مواجه شده که اقتصاد کشور، توان اعمال نفوذ در منطقه، و قدرت بازدارندگی‌ در برابر حملات آتی آمریکا یا اسرائیل را تضعیف کرده است. فروپاشی معماری راهبردی جمهوری اسلامی با آنچه رهبران جمهوری اسلامی هنگام انقضای محدودیت‌های هسته‌ای برجام در اکتبر انتظار داشتند، فاصله زیادی دارد. یک دهه پیش، مقام‌های جمهوری اسلامی تصور می‌کردند تا این زمان، تحریم‌های سازمان ملل برداشته می‌شود، تحریم‌های ثانویه آمریکا لغو خواهد شد و اقتصاد کشور با نرخ دو رقمی رشد خواهد کرد. اما تقریبا همه امیدها به توافق ۲۰۱۵ بر باد رفته است و ده سال بعد، کشور همچنان با آمریکا و متحدانش در تقابل قرار دارد.

در ماه ژوئن، شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد جمهوری اسلامی آشکارا تعهدات برجامی‌اش را نقض کرده و ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت ۶۰ درصد انباشته است. اگر این مواد تا سطح ۹۰ درصد غنی‌سازی می‌شد، برای ساخت تا ۱۰ سلاح هسته‌ای کافی بود. اسرائیل با اتکا به این اعلام آژانس و با حمایت آمریکا، در ژوئن حملات هوایی گسترده‌ای انجام داد و تاسیسات اصلی غنی‌سازی اورانیوم ایران را نابود کرد. هم‌زمان، سه کشور اروپایی (فرانسه، آلمان و بریتانیا) در سپتامبر مکانیسم ماشه را فعال کردند و خواستار بازگشت همه تحریم‌های سازمان ملل پیش از برجام شدند. این اقدام ضربه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر از خروج دونالد ترامپ از برجام و بازگرداندن تحریم‌های آمریکا وارد کرد.

جست‌وجو برای مسیر پسابرجام

با اینکه برجام عملا مدت‌ها بود از هم پاشیده بود، انقضای رسمی آن در ۱۸ اکتبر رهبران جمهوری اسلامی را مجبور کرده است درباره آینده برنامه هسته‌ای و راهبرد کلان کشور تصمیم‌گیری کنند. پس از آغاز مجدد گفت‌وگوهای آژانس با جمهوری اسلامی در اکتبر، این نهاد اعلام کرد تاسیسات غنی‌سازی نطنز، اصفهان و فردو نابود شده‌اند یا از کار افتاده‌اند. رهبران جمهوری اسلامی احتمالا به این نتیجه رسیده‌اند که هرگونه تلاش برای بازسازی این تاسیسات یا بازیابی ذخایر اورانیوم، فورا کشف و با واکنش نظامی آمریکا یا اسرائیل روبه‌رو خواهد شد.

جمهوری اسلامی با از دست دادن ابزار اصلی بازدارندگی‌اش‌ــ و با تضعیف همه اعضای «محور مقاومت»‌ــ برخی رهبران جمهوری اسلامی معتقدند تهران باید با دولت ترامپ به توافق هسته‌ای برسد. آن‌ها معتقدند چنین توافقی برای رفع تهدید حملات بعدی و کاهش فشار تحریم‌های فلج‌کننده آمریکا و سازمان ملل ضروری است. به‌نظر می‌رسد میانه‌روها در این موضوع کلیدی که جمهوری اسلامی ایران در واکنش به فعال شدن مکانیسم ماشه، از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خارج نشود، پیروز شده‌اند. جمهوری اسلامی بار دیگر پایبندی‌اش به این پیمان را تایید و توافقی برای ازسرگیری همکاری محدود با آژانس امضا کرد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در مقابل، گروه تندرو از جمله رهبر جمهوری اسلامی رویکردی تقابلی‌تر را ترجیح می‌دهند و معتقدند نمایش قدرت بیش از سازش زودهنگام به پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی کمک می‌کند.

تصاویر ماهواره‌ای پس از حمله به نطنز، فردو و اصفهان نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ساخت‌وساز در یک مرکز احتمالی دیگر در «کوه کلنگ» را سرعت بخشیده است. تهران همچنین اعلام کرده یک موشک بالستیک قاره‌پیما را آزمایش کرده و ممکن است دیگر به محدودیت برد ۲۰۰۰ کیلومتری پایبند نباشد. 

با این حال، به‌ نظر می‌رسد این تهدیدها بیشتر برای بازدارندگی و جلوگیری از حملات بیشتر آمریکا یا اسرائیل باشد تا آغاز یک درگیری جدید.

آمادگی برای ضربه: تهدید تحریم‌های گسترده‌تر

جدال داخلی جمهوری اسلامی درباره آینده برنامه هسته‌ای و روابط با آمریکا احتمالا بستگی دارد به اینکه بازگشت تحریم‌های سازمان ملل تا چه حد جایگاه اقتصادی و راهبردی تهران را تضعیف کند. حتی پیش از فعال‌سازی مکانیسم ماشه، تحریم‌های ثانویه آمریکا که ترامپ در سال ۲۰۱۸ بازگرداند، آسیب‌های جدی وارد کرده بود. همین پیامدها احتمالا باعث شد تهران پس از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، با وجود هشدارهای رهبر جمهوری اسلامی که ترامپ را غیرقابل اعتماد می‌دانست، گفت‌وگوهای هسته‌ای را از سر بگیرد.

برخی مقام‌های میانه‌رو هشدار می‌دهند که جمهوری اسلامی باید با دولت ترامپ مذاکره کند، زیرا پیامدهای تحریم‌های سازمان ملل از نظر راهبردی و اقتصادی تحمل‌ناپذیر است. این تحریم‌ها محدودیت‌های مهمی را دوباره اعمال می‌کنند از جمله ممنوعیت فروش فناوری موشکی و پهپادی به ایران، و زرادخانه موشکی جمهوری اسلامی بدون دسترسی به فناوری خارجی قابل گسترش نیست. این تحریم‌ها همچنین تحریم تسلیحاتی متعارف را که در ۲۰۲۰ منقضی شده بود بازمی‌گرداند و توان جمهوری اسلامی برای جایگزینی یا تعمیر پدافند هوایی و خرید جنگنده‌های مدرن را محدود می‌کند. تحریم‌های نقل‌وانتقال تسلیحاتی نیز تلاش‌های جمهوری اسلامی برای تامین سلاح متحدان محور مقاومت را دشوارتر می‌کند.

از سوی دیگر، میانه‌روها هشدار می‌دهند که جمهوری اسلامی نمی‌تواند پیوندهای اقتصادی اصلی‌‌اش را از دست بدهد. چین، که ۹۰ درصد نفت ایران را می‌خرد، تحریم‌های جدید را الزام‌آور می‌داند. از زمان آغاز تحریم‌ها، چین خرید نفت از ایران را ۱۵ درصد کاهش داده و به حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز رسیده است. جمهوری اسلامی برای جلوگیری از کاهش بیشتر، مجبور شده است نفت را با تخفیف حدود ۲۰ درصدی بفروشد. ادامه این روند درآمد دولت را به‌شدت کاهش می‌دهد و توانایی‌اش برای واردات اقلام ضروری را محدود می‌کند.

در چنین شرایطی، میانه‌روها معتقدند توافق هسته‌ای جدید با آمریکا، حتی با امتیازدهی ناخوشایند، می‌تواند تحریم‌های سازمان ملل و تحریم‌های ثانویه آمریکا را لغو کند و به جمهوری اسلامی فرصت دهد اقتصاد را تثبیت کند. رشد اقتصادی می‌تواند به دولت کمک کند بحران‌های داخلی مانند کمبود آب و برق را که موجب نارضایتی اجتماعی شده است، حل‌وفصل کند. با این‌ حال، در نظام سلسله‌مراتبی جمهوری اسلامی، هرگونه تصمیم درباره مصالحه‌های کلیدی نیازمند موافقت رهبر است‌ــ و دشمنی عمیق او با آمریکا، تمایل به سلطه منطقه‌ای و عزم او برای مجازات اسرائیل همچنان مانع اصلی هرگونه توافق است.

ترجمه از گلف اینترنشنال فروم

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه