سالها پیش این بحث را مطرح کردم که شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، با تبدیل مزیتهای راهبردی این کشور به ابزارهای نفوذ منطقهای و بینالمللی، در حال تغییر موازنهٔ قدرت در خاورمیانه است. درگیری کنونی نمونهٔ روشن این موضوع است و نشان میدهد که سالها سرمایهگذاری در تابآوری اقتصادی، آمادگی نظامی، زیرساختهای حیاتی و مشارکتهای دیپلماتیک، چگونه توانایی عربستان سعودی را برای مقابله با بحرانهای منطقهای در چندین جبهه تقویت کرده است.
مقامهای ایرانی سالها هشدار دادهاند که هرگونه رویارویی نظامی گسترده میان ایران و غرب میتواند عرضهٔ جهانی نفت را مختل کند. به گزارش رویترز، ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی فرماندهی نظامی ایران، در مارس ۲۰۲۶ هشدار داد که قیمت نفت ممکن است به ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد.
چنین هشدارهایی تازگی ندارند. در دسامبر ۲۰۱۱، رامین مهمانپرست، سخنگوی وقت وزارت خارجهٔ جمهوری اسلامی ایران، هشدار داد که محدودیتهای غرب بر صادرات نفت ایران میتواند قیمتها را به بیش از ۲۵۰ دلار در هر بشکه برساند. اگرچه شرایط متفاوت بود، پیام اصلی تغییری نکرده بود: اگر تهران تحت فشار غرب قرار گیرد، میتواند هزینههای اقتصادی سنگینی به سایر کشورهای جهان تحمیل کند.
با این حال، به نظر میرسد تهران توانایی یکی از بازیگران کلیدی منطقه، یعنی عربستان سعودی، را دستکم گرفته است. این کشور با سالها سرمایهگذاری در زیرساختهای پیشرفته، انعطافپذیری لجستیکی، توانمندیهای نظامی و برنامهریزی راهبردی بلندمدت، توانایی مقاومتش در برابر اختلالهای منطقهای را تقویت کرده است. مهمتر اینکه، عربستان سعودی توانسته است حتی زمانی که درگیریهای منطقهای مسیرهای سنتی کشتیرانی را تهدید میکنند، به صادرات نفت ادامه دهد.
این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. براساس دادههای ادارهٔ اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمهٔ نخست سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگهٔ هرمز عبور میکرد که معادل تقریباً یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی بود.
اما آسیبپذیری تنگهٔ هرمز تنها بخشی از ماجرا است. عربستان سعودی دههها در زیرساختهایی سرمایهگذاری کرده است که وابستگی این کشور به این گلوگاه راهبردی را کاهش میدهند. خط لولهٔ شرق به غرب عربستان سعودی که مناطق نفتخیز شرقی این کشور را به دریای سرخ متصل میکند، مسیر جایگزینی برای صادرات نفت فراهم کرده است که تنگهٔ هرمز را دور میزند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
مزایای این سرمایهگذاری بلندمدت در جریان درگیری کنونی بیشازپیش آشکار شده است.
براساس دادههای تنکر ترکرز، میانگین صادرات نفت خام عربستان سعودی در ۱۵ روز نخست اکتبر به روزانه ۸.۱۶۵ میلیون بشکه رسید، در حالی که این رقم در فوریه، پیش از آغاز جنگ، روزانه ۷.۲۷۱ میلیون بشکه بود. اگرچه این آمار اولیه مربوط به دورههای زمانی متفاوت است، نشاندهندهٔ بهبود قابلتوجه حجم صادرات عربستان سعودی با وجود ادامهٔ بیثباتی منطقهای است.
توانایی عربستان سعودی در بازسازی زیرساختهای آسیبدیده نیز به همان اندازه اهمیت دارد. رویترز در اکتبر گزارش داد که شرکت آرامکوی سعودی، تنها چند روز پس از حملهٔ پهپادی که به یکی از تأسیسات اصلی خطوط لوله آسیب رساند، انتقال نفت را از سر گرفت. این بازگشت سریع به فعالیت حاصل سالها سرمایهگذاری در گروههای واکنش اضطراری، توانایی تعمیرات و آمادگی عملیاتی است.
ریاض هماکنون برای آینده نیز برنامهریزی میکند. در ۱۲ اکتبر، شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان سعودی، از برنامههایی برای افزایش ظرفیت صادرات نفت خام از طریق خطوط لوله به روزانه ۱۰ میلیون بشکه طی دو تا سه سال آینده خبر داد. این برنامهها تغییر موقت کاربری یک خط لولهٔ داخلی گاز را شامل میشود که میتواند طی هفت تا هشت هفته، روزانه ۱.۲ میلیون بشکه به ظرفیت انتقال نفت اضافه کند.
با این حال، واکنش عربستان سعودی بسیار فراتر از بخش انرژی بوده است. سامانههای پدافند هوایی این کشور موشکها و پهپادهای مهاجم را رهگیری کردهاند و عملیات نظامی به رهبری عربستان سعودی نیز توانمندیهای حوثیها را که این کشور و مسیرهای حیاتی کشتیرانی را تهدید میکنند، هدف قرار داده است.
در عرصهٔ دیپلماتیک نیز ریاض هماهنگیهای امنیتی با ترکیه و پاکستان را تقویت کرده و مصر نیز برای حمایت دفاعی از عربستان سعودی در صورت درخواست این کشور اعلام آمادگی کرده است.
مجموعهٔ این تحولات تصویری گستردهتر از وضعیت راهبردی منطقه ارائه میدهد. عربستان سعودی نشان داده است که میتواند تابآوری اقتصادی، توانمندیهای نظامی و مشارکتهای منطقهای را با یکدیگر ترکیب کند و همزمان در شرایطی بسیار دشوار، انعطافپذیری عملیاتی را حفظ کند.
البته این بدان معنا نیست که عربستان سعودی از هزینههای جنگ در امان مانده است. حملات به کشته و زخمی شدن افراد، آسیب به زیرساختها و اختلال در زندگی غیرنظامیان منجر شدهاند. تهدیدها علیه عرضهٔ انرژی منطقه نیز از بین نرفتهاند.
با این حال، آمار و ارقام چشمانداز مهمی ارائه میکنند. به گزارش رویترز، قیمت نفت خام برنت در پایان معاملات ۱۶ اکتبر به ۱۰۹ دلار و ۸۶ سنت در هر بشکه رسید و سپس در ۱۹ اکتبر، به حدود ۱۰۸ دلار کاهش پیدا کرد.
با وجود تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی و اختلال در عرضهٔ جهانی انرژی، قیمتها همچنان بسیار پایینتر از مرز ۲۰۰ دلاری قرار دارند که مقامهای ایرانی به آن اشاره کرده بودند. تشدید بیشتر درگیریها همچنان میتواند قیمتها را افزایش دهد، اما جهش فاجعهبار قیمت نفت که تهران دربارهٔ آن هشدار داده بود، هنوز رخ نداده است.
اگر محاسبهٔ تهران این بود که اختلال در عرضهٔ انرژی خلیج فارس را به فشار اقتصادی فلجکننده تبدیل کند، تاکنون نتایج با این هدف فاصله داشتهاند. در مقابل، واکنش عربستان سعودی ارزش راهبردی سرمایهگذاریهایی را نشان داده است که مدتها پیش از آغاز درگیری کنونی انجام شده بودند.
مهمتر اینکه، بحران جاری تأییدی بر اهمیت عربستان سعودی بهعنوان بازیگری بینالمللی بوده است که نباید توانمندیهایش دستکم گرفته شود. عربستان سعودی نشان داده است که قدرت راهبردی این کشور فراتر از منابع عظیم انرژیاش است و توانایی بازسازی سریع زیرساختهای آسیبدیده، حفظ مسیرهای جایگزین صادراتی، مقابله با تهدیدهای نظامی و بسیج حمایت منطقهای را نیز در بر میگیرد.
درگیری همچنان ادامه دارد و پیامدهای نهایی هنوز مشخص نیست. با این حال، یک نکته بیشازپیش روشن میشود: عربستان سعودی گزینههای بیشتری در اختیار دارد که احتمالاً در راهبرد ایجاد اختلال در عرضهٔ انرژی این کشور پیشبینی نشده بودند.
تهران در نظر داشت اختلال در عرضهٔ انرژی را به اهرم فشار سیاسی تبدیل کند. ریاض در مقابل، قدرت راهبردی گستردهتری نشان داد که بر سرمایهگذاری بلندمدت، آمادگی نظامی، مشارکتهای دیپلماتیک و توانایی واکنش همزمان در چندین جبهه استوار است.
تفاوت آشکار است: تهران برای مختلسازی جریان نفت برنامهریزی کرده بود، اما ریاض برای تداوم جریان نفت برنامه داشت. این بحران تاکنون تفاوت میان داشتن برنامه و داشتن برنامه بهتر را بهروشنی نشان داده است.
ترجمه از عربنیوز

