از وهرز تا سردار غفاری
چرا سعودی قدرتمند از پس لنگپوشان خنجربهکمر برنمیآید
حوثیها آلت دست رژیم، عامل فلاکت و ویرانی یمن
به عنوان یک آشنا به امور منطقه، طبیعی است که این روزها طرف سوال رسانهها و دوست و آشنا باشم. اولین سوال ساده است: چرا عربستان سعودی با این همه قدرت و مکنت و هواپیماهای جنگنده فوقمدرن از پس به قول علیاکبر خان طبیبحضور ولایتی، مشتی لُنگبهکمر خنجربهدست که نیمی از روز روی زمین ولو هستند، با قاتی که گوشه لپ میگذارند (و با چای روی آن، شیره گیاه را مینوشند و نشئه میشوند) برنمیآید.
البته پاسخ به این سوال ساده نیست. باید یمن را بشناسی و از ارتباط هزاران ساله میان ارض حجاز و سرزمین ملکه سبا باخبر باشی تا تعجب نکنی اگر در کوی و بازار، واژههای آشنای فارسی به گوشَت خورد و شنیدی پدری فرزندش را بهروز، اردشیر یا مهدخت خطاب میکند.
یمن سرزمین عجایب است. چند سال پیش، کاوشگران آلمانی از دیوار مسجدی، صحیفهای بر پوست آهو یافتند که قرآن کامل بود و قدیمیترین نسخهٔ کتاب آسمانی ۱.۵ میلیارد مسلمان، اما هنوز اعرابگذاری این صحیفه خاتمه نیافته است.
بین ۲.۵ تا ۴ میلیون یمنی در عربستان سعودی به صورت قانونی یا غیرقانونی زندگی میکنند. بسیاری از سعودیها همسر یمنی دارند و در هر شهر و روستای سعودی، صدها و گاه هزاران یمنی به کار مشغولاند و درآمدشان را برای تأمین زندگی خانواده، به یمن میفرستند.
این دو ملت با وجود اختلاط بسیار، در طول تاریخ بهدفعات رویاروی هم نیز قرار گرفتهاند. این امر البته در مورد همسایگان عادی است. ما هم بارها و بهویژه هنگام ضعف دولت، از سوی همسایگان هدف قرار گرفتهایم. در شبهجزیرهای هم که تا بیشتر از یک قرن پیش، بخشی از امپراتوری آلعثمان بود و بعد از جنگ جهانی اول، بخشهایی از آن تحتالحمایه بریتانیا اداره میشد، هر بار که یکی از دو طرف ضعیف میشد، به هر بهانهای، درگیری آغاز میشد.
در یمن، بعد از خروج آن از سلطه آلعثمان، چندین امیر و امامنشین در جنوب و شمال بر پا شد. مصر نیز از زمان دولت فاطمیون و ممالیک و بهویژه در عصر محمدعلی، بهدفعات به یمن چشم داشت. البته در زمان جمال عبدالناصر بود که مصر برای حفظ کودتای عبدالله سلال علیه امام یمن که در کوهوکمر با کودتاچیان میجنگید، ۵۰ هزار نیرو به یمن فرستاد و سرشکسته بعد از شکست نبرد ژوئن با اسرائیل و از دست دادن صحرای سینا، بدون کسب پیروزی، نیروهایش را فرا خواند.
تا پیش از ظهور ملک عبدالعزیز و یکپارچگی عربستان (نجد و حجاز)، در صنعا حاکمیت ائمه زیدی که هم رهبری دینی را داشتند و هم رهبری سیاسی، حدود هزار سال برقرار بود. به معنای دیگر، حکومت در دست زیدیها تا کودتای ژنرال سلال در ۱۹۶۲ ادامه داشت. پس از آن، امام یمن، محمد البدر، که تحت حمایت سعودیها بود، وارد نبردی خونین با کودتاچیان شد که تا ۱۹۶۷ ادامه داشت.
از آن پس زیدیها گاه در حکومت و گاه ضد حکومت بودند.
بستگی دینی و سیاسی زیدیها
زیدیها که حدود یکسوم جمعیت یمن را تشکیل میدهند، به یکی از شاخههای تشیع تعلق دارند و از دوران تسلط عثمانی بر یمن، حضور سیاسی و تاریخی برجستهای داشتهاند.
دورهای که از ورود عثمانیها به این کشور در قرن شانزدهم تا جنگ جهانی اول ادامه داشت، شورشهای مکرر به رهبری زیدیها، بهویژه در سنگر اصلی آنها در استان صعده در شمال یمن صورت گرفت.
قبل از اینکه عثمانی در سال ۱۹۱۸ یمن را کامل تخلیه کند، مقامهای عثمانی در سال ۱۹۱۱ با رهبر زیدی در صعده قراردادی امضا کردند و بر اساس آن، خودمختاری منطقه را به رسمیت شناختند.
بدرالدین حوثی سال ۱۹۲۶ در صعده در یکی از خانوادههای زیدی بانفوذ به دنیا آمد. او بعداً پدر معنوی جنبشی شد که امروز به عنوان گروه حوثی شناخته میشود.
این گروه بعد از بیعت با خامنهای، زبان سیاسی خود را که بر مصالحه با همه استوار بود، تغییر داد و شعارهای جمهوری اسلامی ایران بر ضد آمریکا و اسرائیلی را تکرار کرد. همچنین به دلیل روابط نزدیک سعودیها و شورای همکاریهای خلیج فارس با واشنگتن، انتقادهای شدیدی را علیه کشورهای حاشیه خلیج فارس آغاز کرد.
درگیریهای داخلی و تغییر جهت به سمت حمایت تهران
در سال ۱۹۹۰، بخشهای شمالی و جنوبی یمن پس از دههها جدایی، تحت یک قدرت سیاسی ادغام شدند، اما دو ارتش به طور کامل با هم ادغام نشدند؛ آنچه منجر به وقوع جنگ داخلی در سال ۱۹۹۴ شد. در جریان این جنگ، بین حوثیها و دیگر گروههای زیدی یمن اختلافات شدیدی به وجود آمد که در نتیجه، بدرالدین الحوثی و پسرش، حسین، مجبور به فرار به ایران شدند.
از آن زمان، این گروه از حمایت مستقیم سپاه پاسداران و شخص علی خامنهای برخوردار شد و سپاه پاسداران علاوه بر تأمین تسلیحات، تجهیزات و منابع مالی، جناح مسلح آن، موسوم به «انصارالله»، را آموزش داد.
تهران بر تأسیس دهها مرکز آموزشی در مناطق دارای جمعیت زیدی، بهویژه صعده، که در برنامههای درسی آن، آموزش اندیشههای خمینی و دکترین جعفری درج شده بود، هم نظارت داشت.
تأثیر این حمایت نظامی و فکری در سال ۲۰۰۴ مشخص شد؛ زمانی که حوثیها در مناطق کوهستانی مجاور مرز عربستان سعودی برای اولین بارعلیه دولت یمن شوریدند و خواستار «اعطای مجوز رسمی به مدارس زیدی، پایان دادن به حاشیهسازی توسعه (توسعه عادلانه و رفع محرومیت از مناطق حاشیهای) و گسترش خودمختاری» شدند.
پس از کشته شدن حسین الحوثی در همان سال، برادرش، عبدالملک الحوثی، رهبری این سازمان را بر عهده گرفت و تا به امروز رهبر این گروه است.
رویاروییهای مسلحانه هم به طور متناوب ادامه یافت تا اینکه در سال ۲۰۱۰، دولت یمن با حمایت عربستان سعودی توانست دامنه آن را محدود کند، اما با شروع اعتراضهای مردمی در آنچه به «بهار عربی» معروف شد، حوثیها از خلاء سیاسیامنیتی و ناآرامیهایی که رژیم علی عبدالله صالح را سرنگون کرد، استفاده کردند و از آن پس، به گسترش خود ادامه دادند تا اینکه در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴ توانستند کنترل صنعا، پایتخت یمن، را به دست بگیرند.
این اقدام در نتیجه ائتلاف موقت آنها با رقیب سابقشان علی عبدالله صالح، که به دنبال بازگشت به صحنه سیاسی بود، تسهیل شد. هرچند این اتحاد با قتل صالح در سال ۲۰۱۷، پس از تلاش او برای برقراری ارتباط مجدد با ریاض، به پایان رسید.
حوثیها پس از تشدید کنترل خود بر نهادهای دولتی در صنعا، هیأتی را به تهران فرستادند و توافقنامههایی را امضا کردند که به افزایش پروازهای غیرنظامی، توسعه بندر حدیده، حمایت از بخشهای انرژی و آب و آموزش کادرهای یمنی در زمینههای تجارت و صنعت با کمک متخصصان ایرانی منجر شد.
این در حالی بود که منصور هادی، رئیسجمهوری وقت یمن و دولت او اوایل سال ۲۰۱۵، پس از آنکه حوثیها آنان را در حبس خانگی قرار دادند، استعفایشان را اعلام کردند. حوثیها بعداً انحلال پارلمان را هم اعلام کردند. با این حال، هادی در ماه فوریه همان سال موفق شد به عدن در جنوب یمن فرار کند. او آنجا را پایتخت موقت اعلام و اقدامهای حوثیها را «کودتا علیه مشروعیت» تلقی کرد. این امر باعث شد تعدادی از هیأتهای دیپلماتیک هم مقر خود را به عدن منتقل کنند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
جنگ منطقهای و تشدید تنش در دریای سرخ
عربستان سعودی در مارس ۲۰۱۵، برای محدود کردن گسترش جنبش تحتحمایت رقیب منطقهای خود، جمهوری اسلامی ایران، در مرزهای جنوبی خود، یک ائتلاف نظامی تشکیل داد که موفق شد حوثیها را از عدن بیرون براند، اما این گروه نفوذش را در سنگر اصلی خود، یعنی شمال غربی یمن، علاوه بر نوار ساحلی غربیــ شامل بندر مهم حدیدهــ حفظ کرد. آنها حتی در درگیریهای بعدی به دستاوردهای میدانی جدیدی هم دست یافتند.
علیرغم چندین تلاش میانجیگرانه سازمان ملل برای برقراری آتشبس، این تلاشها به یک توافق دائمی منتهی نشدند. با شروع عملیات نظامی اسرائیل در نوار غزه در اواخر سال ۲۰۲۳، حوثیها به برخی کشتیهای عبوری در دریای سرخ حمله و اعلام کردند که عملیات آنها «در همبستگی با غزه و محدود کردن کشتیهای مرتبط با اسرائیل» انجام میشود.
این حملات منجر به بازداشت یا کشته شدن خدمه کشتیها و غرق شدن تعدادی از آنها شد. در پاسخ، ایالات متحده برای حفاظت از امنیت کشتیرانی بینالمللی ائتلافی دریایی راهاندازی کرد و به مواضع حوثیها در داخل یمن حمله هوایی کرد.
با تشدید تنشهای نظامی در منطقه بین آمریکا و اسرائیل از یک سو و جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر، حوثیها نیز به دستور حامیان خود و کمکهای سپاه و ورود سردارغفاری به یمن، نبردی ویرانگر با موشک و پهپاد علیه عربستان سعودی را آغاز کردند تا به تهدیدهای محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، جامه عمل بپوشانند.
سردار سید جواد غفاری از یاران قاسم سلیمانی است که از نظر ظاهری هم شباهت عجیبی به او دارد. غفاری سالها در سوریه و عراق با مخالفان بشارالاسد و دولتهای شیعه عراق که وابسته به رژیم ایران بودند، در نبرد بود و حالا نشانیهای حضورش در یمن آشکار شده است که در رأس مشاوران و تکنسینهای سپاه مشغول تقویت انصارالله و آموزش آنها هستند.
سعودیها قادرند حوثیها را تارومارکنند اما به چه بهایی؟ با خشم میلیونها یمنی مقیم چگونه باید برخورد کرد؟ تا پیش از ظهور خمینی، حوثیها روابط نزدیکی با سعودی داشتند و یمن نیز رابطهای خالی از بحرانی با ایران داشت.
از روزگار اعزام سرداران ایران به امر خسرو انوشیروان به یمن برای کمک به شاهزاده سیف بن ذییزن در مقابله با ابرهه، امپراتور حبشه که به شبهجزیره عربستان حمله کرده بود، تا پایان عصر پهلوی، ما مشکلی با صنعا نداشتیم. وهرز، سردار ایرانی و سپاهش بعد از پیروزی بر ابرهه، در یمن ماندند و ازدواج کردند و فرزندانشان با نامهای ایرانی تا امروز در یمن ادامه یافتند. در حالی که شاید خود یمنیها هم ندانند ریشه آنها از کجا برکشیده است.
البته حضور حکومت کمونیستها در عدن در دهه ۱۹۶۰ و نیمه اول دهه ۱۹۷۰ یکچند نگرانیهایی را برای شاه فقید به همراه داشت، اما او با سرکوب مقتدرانه جنبش ظفار در عمان و کمک به شمالیها، نفوذ بسیاری در یمن پیدا کرد. آموزش هیأتهای فنی و تحریریهای نخستین تلویزیون یمن، ساختن بیمارستان و آموزشگاههای فنی، به ایران نزد ملت یمن، فارغ از زیدی و سنی و یهودی و بهائی، چهرهای محبوب داده بود.
سیدجواد غفاری، مرد صدچهره سپاه قدس
این نکته گفتنی است که هزاران یهودی در یمن زندگی میکردند که بهمرور و با انقلابی شدن شعارها و سیاستها، ناچار به خروج از سرزمین اجدادی خود شدند. دندانپزشکان و عینکفروشان در جنوب هم بهائی بودند، اما حوثیها و سلفیهای سنی با دستگیری و تهدید آنها، مجبورشان کردند اقامتگاه خود را موقتاً و گاه دائم، ترک کنند.
امروز حوثیها یمن را به گردابی کشاندهاند که مفری از آن نیست، جز آنکه جمهوری ولایت فقیه سایه شومش را سر خانه پدری و منطقه بردارد. آنگاه میتوان امید داشت که بار دیگر آوای هرمز و شهریار و کتایون و خسرو طنینانداز شود.

