ایران پس از هفت ماه جنگ: ترازنامه‌ای از دستاوردها و خسارت‌ها

قدرت ایران تقریباً در همه زمینه‌ها تضعیف شده است؛ بااین‌حال، این کشور هنوز در مهم‌ترین حوزه‌هایی که برای همسایگانش اهمیت دارند، شکست نخورده است: تنگه هرمز، اورانیوم و نیروهای نیابتی

اینکه بپرسیم آیا ایران «شکست خورده است» یا نه ما را به جایی نمی‌رساند. اگر منظور از شکست فروپاشی حکومت باشد، پاسخ بی‌گمان منفی است. حکومت ایران همچنان پابرجاست. علی خامنه‌ای از قدرت کنار نرفت، بلکه در نخستین روز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل، در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، در حمله هوایی اسرائیلی کشته شد؛ حمله‌ای که ده‌ها تن از فرماندهان ارشد نظامی و رهبران سیاسی را نیز به کام مرگ کشاند.

پسر او، مجتبی خامنه‌ای، در هشتم مارس جانشین او شد. بنا بر گزارش‌ها، او به‌شدت مجروح شده، تاکنون در انظار عمومی ظاهر نشده و بر اساس گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا، از طریق دستورهای دست‌نویسی که از طریق پیک‌ها به دست دیگران می‌رسند، حکومت می‌کند. کتابخانه مجلس عوام بریتانیا نیز به دیدگاه تحلیلگرانی اشاره می‌کند که معتقدند ایران به‌سوی الگویی از رهبری مشترک حرکت کرده است؛ الگویی که در آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش پررنگی دارد.

رهبری جمهوری اسلامی ایران از رأس ضربه خورد، اما حکومت پابرجا ماند. این تمایز اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد پرسش درست این نیست که آیا حکومت دوام آورده است یا نه، بلکه این است که جایگاه قدرت آن اکنون، در سطح منطقه‌ای و در چارچوب یک نظام چندقطبی، در مقایسه با موقعیتش با پیش از حملات چگونه است.

برای پاسخ دادن به این پرسش باید ترازنامه‌ای را بررسی کنیم از آنچه به دست آمده، آنچه از دست رفته و آنچه هنوز تعیین تکلیف نشده است. اگر تصویر را به‌طور کامل در نظر بگیریم، ترازنامه نشان می‌دهد که قدرت ایران تقریبا در همه زمینه‌ها تضعیف شده است؛ با این حال، این کشور هنوز در مهم‌ترین حوزه‌هایی که برای همسایگانش اهمیت دارند، شکست نخورده است: تنگه هرمز، اورانیوم و نیروهای نیابتی.

خسارت‌های ایران

۱) بازدارندگی و نفوذ نظامی فرامرزی با تکیه به نیروهای متعارف: ارزیابی اولیه من مبنی بر کاهش شدید توان ایران در اعمال قدرت فرامرزی، کماکان درباره سازوکارهای نظامی متعارف این کشور صدق می‌کند.

بر اساس گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا (CRS)، ظاهرا ایالات متحده بخش عمده نیروی دریایی متعارف ایران را نابود کرده و تنها شناورهای کوچک و کشتی‌های مین‌گذار نیروی دریایی سپاه پاسداران باقی مانده‌اند.

شبکه خبری سی‌بی‌اس نیوز گزارش داده است که گروه رزمی ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن به‌تنهایی اعلام کرده بود که در طول مأموریتش ۶۴ کشتی جنگی ایران را غرق کرده و ۴۵۰ موشک تاماهاوک شلیک کرده است.

با این حال، ترازنامه باید دیدگاه‌های مخالف این ارزیابی را نیز منعکس کند. ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا که در ماه مه منتشر شدند نشان می‌دادند که حدود دوسوم پرتابگرهای موشکی ایران سالم مانده‌اند و این کشور همچنان نزدیک به نیمی از توان پهپادی‌اش را حفظ کرده است. یکی از مقام‌های آمریکایی به شبکه سی‌ان‌ان گفت که ایران «از تمام زمان‌بندی‌هایی که جامعه اطلاعاتی آمریکا برای بازسازی توان آن در نظر گرفته بود فراتر رفته است».

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

برداشت منصفانه این است که توان متعارف ایران برای اعمال قدرت فرامرزی به‌شدت کاهش یافته، اما ظرفیت این کشور برای بازسازی توان نظامی‌اش واقعی است؛ هرچند میزان و سرعت این بازسازی همچنان محل اختلاف است.

۲) برنامه هسته‌ای: فعالیت غنی‌سازی اورانیوم عملا متوقف شده است. تأسیسات شناخته‌شده نطنز و فردو نابود شده‌اند یا به‌شدت آسیب دیده‌اند و حتی اسرائیل نیز در حال حاضر ادعا نمی‌کند که ایران مشغول غنی‌سازی اورانیوم است، اما مشکل اصلی نحوه ارزیابی و حسابرسی وضعیت اورانیوم غنی‌شده تا سطح تسلیحاتی است.

پیش از حملات ژوئن ۲۰۲۵، ایران حدود ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد در اختیار داشت. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در ماه مارس اعلام کرد احتمالا «اندکی بیش از ۲۰۰ کیلوگرم» از این ذخایر در مجموعه تونل‌های اصفهان نگهداری می‌شود؛ سایتی که تأسیسات جدید غنی‌سازی با وضعیت نامشخص را در خود جای داده و تا حد زیادی از آسیب در امان مانده است.

گروسی در اواخر آوریل، در گفتگو با خبرگزاری آسوشیتدپرس، بار دیگر همین ارزیابی را تکرار کرد. از ۲۸ فوریه تاکنون، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تقریبا هیچ فعالیتی در چارچوب نظام پادمان‌های خود انجام نداده است.

برنامه هسته‌ای ایران با عقب‌گرد مواجه شده است، اما در عین حال، وضعیت آن مبهم‌تر شده است. برنامه هسته‌ای کوچک‌تری که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را زیر نظر بگیرد لزوما بهتر از یک برنامه بزرگ‌تر نیست که تحت بازرسی قرار دارد.

هر ناظر باسابقه در حوزه کنترل تسلیحات به‌خوبی می‌داند که راستی‌آزمایی شالوده این سازوکار است. ذخایر هسته‌ای که وضعیت آنها قابل راستی‌آزمایی نباشد، هشداری دائمی برای پایتخت‌های منطقه است تا محاسبات و راهبردهای خود را بر پایه بدترین سناریوهای ممکن بنا کنند.

۳) اقتصاد: در این بخش ابعاد خسارت‌ها بیش از هر حوزه دیگری نمایان است. ایران در ماه سپتامبر حتی یک محموله نفت خام نیز برای بارگیری در نفتکش‌ها ارسال نکرد؛ رویدادی بی‌سابقه از زمان آغاز ثبت داده‌های کشتیرانی از سوی شرکت کپلر (Kpler) در سال ۲۰۱۳، تا کنون.

تولید نفت ایران به حدود دو میلیون بشکه در روز کاهش یافته که معادل نیمی از سطح تولید آن در پیش از جنگ است. بر اساس گزارش شبکه سی‌ان‌ان، نرخ تورم سالانه به ۹۰ درصد رسیده و اقتصاد ایران در فاصله ماه مارس تا ژوئن، با احتساب نرخ سالانه، ۱۰ درصد کوچک‌تر شده است.

کارزار فشار وزارت خزانه‌داری آمریکا با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» (Operation Economic Outcast) که در اواخر ماه اوت آغاز شد، همچنان ادامه دارد. وزارت خزانه‌داری در هشتم اکتبر، ۱۷ نفتکش دیگر را تحریم کرد؛ اقدامی که به گفته این وزارتخانه، بخش عمده ناوگان سایه باقی‌مانده ایران را از کار می‌اندازد.

۴) شریان حیاتی مالی ایران در خلیج فارس: کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) دریافته‌اند که دیگر نمی‌توانند با حکومت ایران مدارا کنند یا به پول‌شویی برای آن کمک برسانند؛ به ویژه درمورد امارات متحده عربی، این ارزیابی صحت دارد و مستندات فراوانی نیز دارد.

بر اساس گزارش بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (Foundation for Defense of Democracies)، پس از آنکه ایران در پنج هفته نخست بیش از سه هزار موشک و پهپاد شلیک کرد، مقام‌های اماراتی ده‌ها صراف مرتبط با تهران را بازداشت کردند و صرافی‌هایی را که میلیاردها دلار را به سپاه پاسداران منتقل کرده بودند تعطیل کردند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد که امارات متحده عربی در ۱۹ اوت، تمامی مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی با ایران را به حالت تعلیق درآورد.

این یک خسارت ساختاری است. ایران ۳۰ درصد از واردات امارات را تأمین می‌کرد و امارات نیز سومین بازار بزرگ صادراتی ایران بود.

۵) شبکه نیروهای نیابتی: «محور مقاومت» حتی پیش از ماه فوریه نیز به‌شدت آسیب دیده بود: حزب‌الله و حماس تضعیف شده بودند، بشار اسد از قدرت کنار رفته بود و مسیر زمینی ارتباطی به لبنان قطع شده بود. ارزیابی نشریه اکونومیست این است که احتمال دارد این شبکه بیش از آنکه به‌طور کامل فروبپاشد دچار «تجزیه و چندپارگی» شود.

حوزه‌هایی که ایران هنوز در آنها برگ برنده دارد

۱) تنگه هرمز به منزله اهرم فشار: جنگ، تهدید ایران درباره تنگه هرمز را از یک فرض نظری به واقعیتی عملی تبدیل کرد.

بر اساس گزارش مؤسسه مطالعات امنیت ملی (Institute for National Security Studies)، حجم تردد در سه‌ماهه دوم بیش از ۷۵ درصد کاهش یافت و به حدود ۴.۹ میلیون بشکه نفت در روز رسید. همچنین تا اواخر ماه اوت، میانگین عبور کشتی‌ها به ۱۷ فروند در روز کاهش یافته بود؛ درحالی‌که پیش از جنگ، این رقم ۱۳۵ فروند در روز بود..

با این حال، ارزش این برگ برنده در حال کاهش است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، می‌گوید ایران «کنترل کامل خود بر تنگه را از دست داده است». شرکت کپلر گزارش می‌دهد که صادرات نفت منطقه در هفته گذشته از سطح پیش از جنگ فراتر رفته است؛ در حالی که مدیرعامل شرکت شل، حجم جریان نفت در خاورمیانه را حدود ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ برآورد می‌کند.

۲) دوام حکومت و سرکوب مخالفان: حکومت اعتراضات ماه دسامبر تا ژانویه را سرکوب کرد؛ اعتراضاتی که سازمان حقوق بشر ایران کشته شدن ۴۲۱۹ نفر در جریان آنها را ثبت کرده است. از زمان آغاز جنگ نیز بیش از شش هزار نفر بازداشت شده‌اند.

این وضعیت فقط از یک جنبه محدود نشان‌دهنده قدرت حکومت است. آلبرتو فرناندز سرنوشت احتمالی ایران را «کره‌شمالی شدن» یا «حوثی شدن» می‌داند؛ یعنی گذار به دولتی فقیرتر که به رغم زوال کارکرد نهادهایش، همچنان به بقای خود ادامه می‌دهد.

۳) نیروهای نیابتی همچنان می‌جنگند: نیروهای نیابتی ایران بیش از آنچه تصور می‌شد تاب‌آوری نشان داده‌اند.

بر اساس گزارش روزنامه لس‌آنجلس تایمز، حوثی‌ها در ماه ژوئیه محاصره کشتیرانی عربستان سعودی را آغاز کردند و تنگه باب‌المندب را نیز تهدید می‌کنند.

این هفته، حملات حوثی‌ها به فرودگاه‌های عربستان سعودی ادامه داشت. همچنین حملاتی که به گروه‌های مورد حمایت ایران در عراق نسبت داده شده‌اند، در ماه سپتامبر موجب تعطیلی خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی شدند.

این شبکه اکنون کمتر به یک زنجیره فرماندهی شبیه است و بیشتر به مجموعه‌ای از گروه‌های وابسته و نسبتا مستقل شباهت دارد که تحت یک الگوی مشترک فعالیت می‌کنند؛ اما این مجموعه همچنان قادر است خسارت وارد کند.

۴) حمایت قدرت‌های بزرگ: شرکای ایران آن را رها نکرده‌اند. بنا بر گزارش‌ها، روسیه از طریق دریای خزر مواد منفجره، قطعات پهپاد و مهمات به ایران منتقل کرده و اطلاعات مربوط به اهداف را نیز در اختیار این کشور قرار داده است. همچنین گزارش شده است که شرکت‌های چینی تصاویر ماهواره‌ای‌ای ارائه کرده‌اند که در حملات علیه نیروهای آمریکایی از آنها استفاده شده است.

با این حال، ارزش راهبردی این شراکت‌ها در حال کاهش است. پالایشگاه‌های مستقل چین به جای نفت ایران، به خرید نفت خام عراق روی آورده‌اند. از نگاه پکن، ایرانی که قادر به فروش نفت خود نباشد اهمیت چندانی ندارد.

مسکو و پکن از یک طرفِ مورد حمایت خود پشتیبانی می‌کنند، اما هزینه‌های حفظ و تقویت یک متحد راهبردی را بر عهده نمی‌گیرند.

خلاصه اینکه ایران تاکنون در جنگ فرسایشی بازنده بوده است، اما ایالات متحده هنوز در تأمین صلح پس از جنگ پیروز نشده است. هم تشویق و تمجید و هم تمسخر و شادی زودهنگام، هر دو نابهنگام‌اند. ارزیابی صادقانه این است که ایران متحمل خسارتی سنگین شده، اما دستاورد آمریکا هنوز به نتیجه‌ای مشخص نرسیده است.

چه تحولاتی این ارزیابی را تغییر خواهند داد؟

- توافق بر سر تنگه هرمز: باید دید آیا هرگونه توافق احتمالی عبور آزادانه کشتی‌ها را بدون اعطای حق اعمال کنترل اداری به ایران احیا می‌کند یا خیر. تفسیری که ایران از ماده پنجم یادداشت تفاهم ماه ژوئن ارائه کرد، نشان داد که تهران به دنبال دستیابی به چه چیزی است.

- تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم: تعیین وضعیت نهایی حدود ۲۰۰ کیلوگرم یا بیشتر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، همراه با راستی‌آزمایی معتبر، می‌تواند یک عقب‌گرد موقت را به مسئله‌ای حل‌وفصل‌شده بدل کند. بدون این اقدامی، پرونده هسته‌ای همچنان باز خواهد ماند.

- سرعت بازسازی توان نظامی ایران: اگر ایران بتواند ظرف چند ماه، شمار و ظرفیت عملیاتی پهپادهای خود را دوباره به سطح بالایی برساند ــ همان‌طور که به ارزیابی اطلاعاتی آمریکا ممکن است ــ قضاوت مبنی بر اینکه توان نظامی ایران صرفا به سطح «ایجاد مزاحمت» تقلیل یافته، دوام نخواهد آورد.

- وضعیت گروه‌های شبه‌نظامی عراق: باید دید آیا دولت بغداد پیش از پایان مهلت ۳۰ ژوئن ۲۰۲۷ پیشرفت واقعی در خلع سلاح این گروه‌ها خواهد داشت یا گروه‌های منشعب و مورد حمایت سپاه پاسداران، جای خالی نیروهای آمریکایی را پر خواهند کرد.

- انتخاب عربستان سعودی: جهت‌گیری ریاض بیش از هر عامل دیگری بر نظم منطقه‌ای تأثیر خواهد گذاشت. پرسش اصلی این است که آیا عربستان، با توجه به فشار حوثی‌ها، روابط امنیتی خود با آمریکا و اسرائیل را عمیق‌تر خواهد کرد یا از طریق توافق مکه به سیاست حفظ گزینه‌های جایگزین و ایجاد موازنه روی خواهد آورد.

- تشدید اقدامات نظامی آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای: رئیس‌جمهوری آمریکا گفته است که پیش از سوم نوامبر حمله‌ای انجام نخواهد شد؛ در همین حال، طبق گزارش سی‌بی‌اس نیوز، به پنتاگون دستور داده شده گزینه‌های نظامی را آماده کند. ازسرگیری کارزار نظامی بدون تعیین یک هدف سیاسی روشن برای پایان جنگ، هزینه‌های بیشتری به خسارت‌های آمریکا می‌افزاید، بی‌آنکه پرونده ایران را به نتیجه‌ای قطعی برساند.

بنابراین، این ترازنامه حکمی درباره نیت‌ها و اهداف دولت ترامپ نیست، بلکه نتایج را در برابر هزینه‌ها می‌سنجد. بر اساس این معیار، جنگ موازنه قدرت منطقه‌ای را به زیان ایران تغییر داده است. اما اینکه این تغییر تا چه اندازه پایدار خواهد بود هنوز مشخص نیست.

برگرفته از وبسایت دیفنس اینفو

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه