بعد از دستکم ۱۵ سال مغازهداری در یکی از محلههای قدیمی تهران، حالا قصد دارد سوپرمارکت ۲۰ متریاش را جمع کند و با پول حاصل از فروش اجناس باقیمانده در مغازه، فعلا روزگار بگذراند تا به قول خودش «شاید اوضاع مملکت از این بلاتکلیفی بیرون بیاید». آقا رضا حالا به این نتیجه رسیده که در شرایط فعلی، صرفه کار نکردن از کار کردن بیشتر است، چون حتی پول اجاره مغازه را هم درنمیآورد.
او گفت: «همه تعریفهایی را که تاکنون از سختترین مشاغل دنیا شنیدهاید، فراموش کنید، چون این روزها نانوایی و سوپرمارکتداری در ایران سختترین شغل جهان است. هر روز باید شاهد رنج و درد همسایه و دوست و آشنا باشی. اگر با آنها راه بیایی و جنس نسیه بدهی و عجلهای برای تسویه نداشته باشی، خودت زمین میخوری. اگر هم محکم بایستی و بگویی نسیه نمیدهم، وجدانت عذابت میدهد.»
آقا رضا تا چند ماه پیش قصد جمع کردن مغازه را نداشت. هرچند سود اقتصادی از مدتها قبل یا ناچیز بود یا اصلا منفی شده بود، با این حال با خود فکر میکرد همین که در مغازه است و سرگرم، از بیکاری و خانهنشینی بهتر است. اما حالا به قول خودش «کم آورده» و نمیتواند بیش از این شاهد رنج مردم باشد: «نمیدانم به مادری که پول بستنی بچه پنج شش سالهاش را ندارد، یا ماکارونی را هم نسیه میخواهد، چه باید بگویم.»
سقوط طبقه متوسط به زیر خط فقر
محلهای که آقا رضا آنجا مغازه دارد، از محلههای قدیمی تهران است. ساکنان این محله تا چند سال پیش وضعیت مالی نسبتا مناسبی داشتند، اما حالا بسیاری از آنها در پیچوخم زندگی روزمره گرفتار شدهاند و درآمدهای اندکشان کفاف سادهترین مخارج را هم نمیدهد.
آقا رضا اکنون ۴۳ سال دارد. در همین محله بزرگ شده، به مدرسه رفته و حدود ۱۵ سال است که در همین محله سوپرمارکت دارد. او گفت : «همین دیروز یکی از همسایهها آمد و جنس نسیه خواست، هنوز بدهیهای قبلیاش را تسویه نکرده بود، اما من برای جایگزین کردن همان اجناسی که او نسیه خرید، طی همین چند هفته مجبور شدم مبلغ بیشتری بپردازم.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
او در توضیح اینکه چرا با درخواست نسیه این مشتری، با وجود تسویه نشدن بدهیهای قبلیاش، مخالفت نکرد، گفت: «پیرمرد بازنشسته و بیمار است. گاهی حتی پول داروهایش را هم ندارد. آدم محترمی است. وقتی بچه بودم و عصرهای تابستان با بچههای محل در کوچه بازی میکردیم، برای همهمان بستنی میخرید. شرم آن روزها به من اجازه نمیدهد امروز به او بگویم نسیه نمیدهم، اما ادامه این وضع هم دیگر از توان من خارج است.»
مشتریهایی مانند این پیرمرد همسایه که بهشدت گرفتار شده و در تنگنای اقتصادی گیر کردهاند، کم نیستند. به همین دلیل گاهی پیش میآید که پول دخل آقا رضا در پایان روز از دو میلیون تومان هم بیشتر نمیشود، چون بخش قابلتوجهی از مشتریها اجناس موردنیازشان را نسیه بردهاند.
آقا رضا بعد از مدتها فکر کردن و کلنجار رفتن با خود، به این نتیجه رسیده است که دیگر نمیتواند بیش از این شاهد رنج روزمره مردم باشد. ترجیح میدهد مغازه را جمع کند و مدتی در خانه بماند؛ بهخصوص حالا که موعد تمدید اجاره مغازه هم رسیده و صاحبملک از او رقمی تقریبا دو برابر اجاره سال گذشته را طلب کرده است.
او گفت: «بابت همه اجناسی که تا امروز نسیه دادهام، هر روز ضرر میکنم. با اینکه چندین برگه روی در و دیوار مغازه زدهام که تقاضای نسیه نکنید، باز هم مشتریها چارهای ندارند. میآیند و میگویند پولش را بعدا میآوریم. یکی بیاید به من بگوید من باید چه کار کنم؟»
آقا رضا گفت که هر روز مقدار قابلتوجهی شیر، ماست و دیگر محصولات لبنی را مرجوع میکند، چون به گفته او، بخش بزرگی از مردم به سمت غذاهای ارزانتر و سیرکنندهتر رفتهاند و بهویژه شیر و ماست از سبد خرید بسیاری از خانوادهها حذف شده است.
او از رانندهای که محصولات لبنی را برای مغازهاش میآورد، شنیده که این روزها بخش قابلتوجهی از کارشان به جمعآوری اجناس مرجوعی از مغازهها اختصاص پیدا کرده است و این وضعیت تنها به محله او محدود نیست، بلکه در نقاط مختلف شهر نیز دیده میشود.
آقا رضا دستکم چهار سوپرمارکتدار را میشناسد که در همین ماههای اخیر مغازهشان را جمع کردند و خانهنشین شدند. چند نفر دیگر هم مانند او در تدارک جمع کردن مغازهاند.
تقاضای نسیه و گران شدن روزانه اجناس
این روزها در شبکههای اجتماعی نیز پیامها و ویدیوهای متعددی از مغازهداران منتشر میشود که بهصراحت میگویند دیگر چارهای جز جمع کردن مغازه و تعطیلی کسبوکار خود ندارند. افزایش هزینه اجاره و قبوض، مالیات، رشد مداوم قیمت کالاها و افزایش تقاضای خرید نسیه از سوی مشتریان، همزمان سرمایه در گردش مغازهداران را تحت تاثیر قرار داده و ادامه فعالیت را برای بسیاری از آنان دشوار کرده است.
یکی از همین مغازهداران با انتشار ویدیویی در اینستاگرام، از تصمیم خود برای تعطیلی مغازه خبر داد و تاکید کرد که «نسیه دادن کمر کاسبان را شکسته است».
پیشتر روزنامه شرق نیز با استناد به گزارشی میدانی، نوشت که جغرافیای نسیه دیگر به محلههای سنتی و کمبرخوردار جنوب تهران محدود نیست و بررسیها نشان میدهد سوپرمارکتهای شرق، غرب، شمال و جنوب شهر، همگی دفترهای نسیه را بازگرداندهاند.
در این گزارش، یکی از مغازهداران باسابقه شرق تهران که اداره یک سوپرمارکت محلی را بر عهده دارد، گفت: «نسیه دادن همیشه وجود داشت، اما از ظاهر فرد تشخیص میدادیم که شرایط مالی خوبی ندارد، اما حالا افرادی دستشان را برای نسیه دراز میکنند که سالها مشتری پروپاقرص مغازه بودند. کسانی که پیش از این خریدهای حجیم و باکیفیت انجام میدادند و هرگز بحث مالی با مغازهدار نداشتند. حالا همین افراد با هزاران شرم، خجالت و چشمهای دوختهشده به زمین، به دروغهای مصلحتی متوسل میشوند تا غرور خود را حفظ کنند. جملاتی نظیر کارتم را در خانه فراموش کردهام، شبکه بانکی قطع است یا همین فردا حساب میکنم، ترجیعبند صحبتهای طبقه متوسطی است که پولی در بساط ندارد. آنها خرید را میبرند، چند روزی از شرمندگی ناپدید میشوند و در نهایت سر برج با دریافت حقوق، حسابشان را صاف میکنند یا منتظر میمانند شاید فرجی حاصل شود.»
به گفته این کاسب، سبد خرید نسیه طبقه متوسط نیز تغییر کرده و از کالاهای رفاهی به سمت اقلام ضروری و «بقامحور» مانند حبوبات، نان، تخممرغ و کنسرو رفته است. هر روز هم بر تعداد این مشتریان افزوده میشود.
خبرگزاری ایلنا نیز روز ۲۲ شهریور در گزارشی، به گسترش خرید نسیه و کاهش قدرت خرید مردم پرداخت. صاحب یک سوپرمارکت در این گزارش گفت: «امروز جنس میفروشی، فردا قیمتش بالا میرود. پولی دستمان نمیماند که جایش جنس جدید بار بزنیم. خیلی از مشتریها تقاضای نسیه دارند، اما مجبورم قبول نکنم. خیلیها میآیند، قیمت میپرسند و دست خالی برمیگردند.»
ایلنا در همین گزارش، نانواییها را «آخرین سنگر فرودستان» خواند و نوشت فشار معیشتی به جایی رسیده است که برخی مردم حتی برای خرید نان نیز به نسیه روی آوردهاند.
در این گزارش، به نقل از یک نانوا در یکی از محلههای جنوبی تهران آمده که وخامت وضعیت معیشتی باعث شده است بسیاری از مشتریان نتوانند پول نانی را که نسیه گرفتهاند، پرداخت کنند.
این وضعیت بسیاری از مغازهداران را به تعطیلی کسبوکار واداشته و بسیاری دیگر را نیز به تقلا برای روشن نگه داشتن چراغ مغازه مجبور کرده است. سخنان مقامها و فعالان صنفی نیز نشان میدهد آنچه آقا رضا در سوپرمارکت محلی خود تجربه میکند، فردی نیست.
در پیوند با این موضوع، شاهرخ شریفی، رئیس اتحادیه صنف سوپرمارکت و مواد پروتئینی تهران، ۱۴ شهریور به وبسایت دیدهبان ایران گفت نیاز مردم به خرید نسیه نسبت به گذشته افزایش یافته و همین مسئله به فشار بر مغازهداران دامن زده است.
به گفته او، تغییر قیمت کالاها روزانه است و مغازهدار هر روز با تغییر قیمت دهها یا حتی صدها قلم کالا مواجه میشود. در چنین شرایطی، صاحبان سوپرمارکتها علاوه بر افزایش هزینههای جاری، برای مدیریت موجودی و جایگزین کردن کالاهای فروختهشده نیز مشکل دارند.
به این ترتیب، سوپرمارکتهای محلی میان دو فشار همزمان گرفتار شدهاند: از یک سو مشتریانی که سبد خریدشان کوچکتر شده یا برای تامین سادهترین نیازهای روزمره نسیه میخواهند و از سوی دیگر قیمتهایی که پیوسته بالا میروند و جایگزین کردن همان کالای فروختهشده را برای مغازهدار دشوارتر میکنند.
برای آقا رضا، حاصل این معادله بعد از حدود ۱۵ سال مغازهداری روشن شده: او دیگر نمیخواهد هر روز میان نسیه دادن به همسایهای که پول ندارد و حفظ سرمایه اندکی که برای ادامه کارش باقی مانده است، یکی را انتخاب کند. موعد تمدید اجاره هم رسیده و هزینه ادامه کار بیشتر شده است. برای همین تصمیم دارد چراغ مغازهای را که سالها در همان محله روشن نگه داشته بود، خاموش کند؛ تصمیمی که روایتهای دیگر مغازهداران نشان میدهد به یک کاسب در یک محله تهران محدود نیست و بسیاری دیگر نیز به همان نقطه رسیدهاند.

