موج استعفای معلمان و پرستاران؛ حقوق زیر ۳۰ میلیون و سبد معیشت ۹۲ میلیون تومانی

در شرایطی که هزینه‌های زندگی به شدت افزایش یافته‌اند متوسط دریافتی معلمان و پرستاران کفاف اجاره خانه آن‌ها را هم نمی‌دهد

شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان این روزها پر است از ویدیوهای معلمان و پرستارانی که از استعفا سخن می‌گویند. معلمی ویدیویی از آخرین روز حضورش در کلاس درس پس از سال‌ها تدریس منتشر می‌کند و پرستاری از آخرین شیفت کاری‌اش می‌گوید، اینکه گرفتن این تصمیم آسان نبود، اما چاره‌ای جز استعفا برای خود نمی‌دیدند. برخی نیز برگه استعفا را مقابل دوربین می‌گیرند و می‌گویند به دلیل حقوق پایین و مشکلات معیشتی، قادر به ادامه کار نیستند.

موج استعفای معلمان و پرستاران در حالی است که دو بخش آموزش و سلامت تا پیش از این نیز با کمبود جدی نیرو مواجه بودند و حالا با ترک کار معلمان و پرستاران شاغل، این دو بخش با بحرانی مضاعف روبه‌رو خواهند شد. البته در کنار آن، پیامدهای انسانی و اجتماعی ترک کار معلمان و پرستاران را نیز نباید نادیده گرفت.

مسئولان و رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران موج استعفای پرستاران و معلمان را انکار می‌کنند یا آن‌ را به افراد اندکی، تقلیل می‌دهند. با این حال ویدیوهایی که معلمان و پرستاران منتشر کرده‌اند و روایت فعالان این دو بخش نشان می‌دهد که دلیل اصلی این استعفا‌ها، فاصله چشمگیر میان درآمد و هزینه‌های زندگی است.

در شرایطی که هزینه‌های مسکن، خوراک، رفت‌وآمد و دیگر هزینه‌های روزمره به شدت افزایش یافته‌اند و نرخ سبد معیشت به ۱۰۰ میلیون تومان نزدیک شده است، متوسط دریافتی تعداد زیادی از معلمان و پرستاران به ۳۰ میلیون تومان هم نمی‌رسد که کفاف اجاره خانه آن‌ها را هم نمی‌دهد. در چنین وضعیتی، معلمی و پرستاری که دو شغل با مسئولیت سنگین، فشار روانی بالا و فرسودگی قابل‌توجه‌اند، توجیه اقتصادی خود را از دست داده‌اند، تا جایی که برخی به این نتیجه رسیده‌اند کنار گذاشتن حرفه‌ای که سال‌ها برای آن آموزش دیده‌اند، از ادامه کار با درآمد فعلی کم‌هزینه‌تر است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در یکی از ویدیوهایی که طی روزهای اخیر بارها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شد، معلمی در کلاس درس پس از ۱۲ سال تدریس، پایان کارش را اعلام می‌کند. روی تصاویر آخرین حضور او در کلاس نوشته شده است: «۱۲ سال معلمی به پایان رسید.»

در ویدیویی دیگر، معلمی مقابل دوربین می‌گوید: «من برای همیشه از آموزش‌ و پرورش استعفا کردم» و معلم دیگری نیز مقابل ساختمان آموزش‌ و پرورش تایباد از پایان همکاری خود خبر می‌دهد.

یه معلم هم که خبر استعفایش را در صفحه شخصی خود منتشر کرده، از عبور از ترس و آغاز دوباره سخن گفته و نوشته است که حالا باید «از صفر یک مسیر جدید ساخت».

در ویدیویی دیگر، یک دبیر ریاضی پس از ۲۳ سال سابقه کار، از ترک حرفه معلمی خبر می‌دهد. معلم جوان دیگری نیز دلیل تصمیم خود را به زبان ساده چنین توضیح داده است که دریافتی‌اش حتی هزینه رفت‌وآمد به محل کار را هم تامین نمی‌کرد.

پرستاران نیز طی روزهای اخیر ویدیوهای متعددی از استعفای خود منتشر کرده‌اند. از جمله یک پرستار جوان که هم‌زمان با اعلام استعفا، نوشت برای سال‌هایی گریه می‌کند که خود و زندگی شخصی‌اش را نادیده گرفت و بخش مهمی از نوجوانی و جوانی‌اش را ابتدا صرف تحصیل و سپس کار در بیمارستان کرد.

پرستاری دیگر نیز از ترسی می‌گوید که مدت‌ها مانع استعفایش بود و می‌نویسد پس از عبور از این ترس، سرانجام تصمیم خود را عملی کرد.

در چند ویدیو، نیز پرستاران از «آخرین شیفت» و «آخرین بیمار» خود می‌گویند و با محیط کارشان خداحافظی می‌کنند.

هم‌زمان، روایت فعالان صنفی پرستاری نشان می‌دهد این تصمیم‌ها تنها به چند ویدیو پربازدید محدود نیست. در کانال تلگرامی که مسائل صنفی پرستاران آذربایجان شرقی را دنبال می‌کند، یکی از فعالان این حوزه نوشته که تنها طی یکی دو ماه، دست‌کم هفت یا هشت پرستار با بیش از ۱۲ سال سابقه با او تماس گرفته و گفته‌اند ادامه شرایط موجود برایشان ممکن نیست و راهی جز استعفا نمی‌بینند.

او از فشارهای مدیریتی، کسر کارانه، حذف شیفت، برخوردهای انضباطی و فشار کاری به‌عنوان بخشی از عواملی نام برده است که نیروها را به استعفا، مهاجرت یا خانه‌نشینی سوق می‌دهد.

پرستاران؛ از مهاجرت تا استعفا

روایت فعالان صنفی نشان می‌دهد ویدیوهایی که برخی پرستاران از استعفا و ترک کار خود منتشر می‌کنند، تنها نوک کوه یخ ماجرا است و پشت این تصاویر، روند گسترده‌تری از ترک شغل، مهاجرت و حتی خودداری بخشی از فارغ‌التحصیلان پرستاری از ورود به بازار کار وجود دارد.

محمد شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه پرستار، در واکنش به ویدیوهایی که پرستاران از استعفایشان منتشر می‌کنند، به روزنامه پیام ما گفت که بخشی از نیروهای این حوزه دیگر به تغییر شرایط امیدی ندارند و به این نتیجه رسیده‌اند که شرایط فعلی حرفه پرستاری قابل‌اصلاح نیست و چشم‌اندازی برای بهبود وضعیت نمی‌بینند.

این ناامیدی، به گفته شریفی‌مقدم، اکنون حتی پرستارانی با چندین سال سابقه را نیز به تصمیم ترک شغل رسانده است و آن‌ها ترجیح می‌دهند مسیر کاری دیگری را انتخاب کنند.

مقام‌های وزارت بهداشت تاکنون از پرستارانی که استعفا کرده‌اند، آمار دقیقی منتشر نکرده‌اند، اما سازمان نظام پرستاری پیش‌تر از استعفای حدود هزار و ۵۰۰ پرستار در یک سال خبر داده بود. با این حال به اعتقاد دبیرکل خانه پرستار، «این عدد نمی‌تواند تصویر واقعی ترک حرفه را نشان دهد. نظام سلامت ایران چندین نوع رابطه استخدامی دارد و استعفا تنها یکی از اشکال خروج نیروی انسانی از این سیستم است».

به گفته او، پرستاری که در میانه طرح، کار را رها می‌کند یا از کشور می‌رود، لزوما در آمار استعفا ثبت نمی‌شود. نیروی شرکتی نیز ممکن است پس از پایان قرارداد شش‌ ماهه یا یک‌ ساله دیگر بازنگردد، بدون آنکه نام او در فهرست استعفاها قرار گیرد. مهاجرت، تمدید نکردن قرارداد، ترک طرح و حتی وارد نشدن فارغ‌التحصیلان جدید به بیمارستان‌ها نیز بخش دیگری از خروج نیرو محسوب می‌شود که در آمار رسمی «استعفا» نمی‌آید.

این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که بیمارستان‌ها همین حالا هم کمبود پرستار دارند . دبیرکل خانه پرستار پایین‌ بودن دریافتی در مقایسه با حجم و مسئولیت کار، اضافه‌کاری‌های سنگین، تبعیض در پرداخت‌ها، نبود امنیت شغلی، بی‌اعتمادی به وعده‌های مسئولان و در نهایت از بین رفتن امید به اصلاح شرایط را از جمله عوامل استعفای پرستاران دانست و تاکید کرد: «پرستاران امروز بیش از آنکه به اعتراض و تجمع امیدوار باشند، به این نتیجه رسیده‌اند که اعتراض نتیجه‌ای ندارد.»

داوود خسروی، رئیس خانه پرستار کرمانشاه، نیز در گفتگو با رکنا، افزایش محسوس استعفا و مهاجرت پرستاران را تایید کرد و یکی از مهم‌ترین دلایل آن را شکاف میان مسئولیت حرفه‌ای و دریافتی نیروها دانست.

به گفته او، با وجود حجم بالای کار و مسئولیت، دریافتی واقعی بسیاری از پرستاران به حدود ۲۳ میلیون تومان در ماه می‌رسد که حتی از مبلغ حدود ۲۸ میلیون تومانی درج‌شده در حکم حقوقی نیز کمتر است. خسروی با اشاره به همین فاصله، این پرسش را مطرح کرد که چگونه می‌توان انتظار داشت پرستاری با چنین سطحی از مسئولیت و فشار کاری، با این میزان درآمد به ادامه فعالیت در حرفه خود ترغیب شود.

معلمان، ترک تدریس و خداحافظی با کلاس درس

معلمان که در تمام سال‌های پس از وقوع انقلاب اسلامی همواره با دریافتی پایین و تبعیض مواجه بودند، حالا بیش از هر زمان دیگری با مشکلات معیشتی و نبود تناسب میان حقوق دریافتی و مخارج زندگی روبه‌رو شده‌اند و همین مسئله به استعفای تعداد قابل‌توجهی از آنان منجر شده است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ضمن تایید «ویدیوها و گزارش‌های متعدد» از استعفای معلمان باسابقه در نقاط مختلف ایران، این روند را نتیجه مجموعه‌ای از فشارهای اقتصادی، شغلی و اداری دانست و تاکید کرد: «تعدادی از معلمانی که سال‌ها در آموزش‌ و پرورش فعالیت کرده‌اند، در شرایط فعلی ادامه کار را برای خود ممکن نمی‌بینند و ناچار به ترک حرفه‌ای شده‌اند که سال‌ها در آن فعالیت داشته‌اند.»

به روایت شورای هماهنگی، پایین‌ بودن حقوق و دستمزد در مقایسه با هزینه‌های زندگی، گسترش فشارهای معیشتی، افزایش بوروکراسی و وظایف اداری، کاهش تمرکز بر امر آموزش و همچنین برخوردهای انضباطی و امنیتی با بخشی از فعالان صنفی از مهم‌ترین عواملی‌اند که نارضایتی در میان معلمان را تشدید کرده‌اند.

این شورا با رد روایت مقام‌های آموزش‌ و پرورش که انتشار ویدیوهای استعفا را به «تحریک دشمن» نسبت دادند، تاکید کرد که ریشه این وضعیت را باید در شرایط اقتصادی و ساختاری حاکم بر آموزش‌ و پرورش جست‌وجو کرد.

در توصیف وضعیتی که معلمان با آن روبه‌رو هستند، می‌توان به ویدیویی استناد کرد که معلمی در رفسنجان منتشر کرد. او در این ویدیو می‌گوید که مدت چهار سال دور از محل زندگی خود خدمت کرد و با وجود اینکه بارها برای انتقالی اقدام کرد، نتیجه‌ای نگرفت. این معلم با اشاره به شکاف میان درآمد و هزینه‌های زندگی می‌افزاید: «با حدود ۲۰ میلیون تومان حقوق، پرداخت اجاره مسکن، اقساط، هزینه رفت‌وآمد، استهلاک خودرو و هزینه‌های روزمره زندگی برای یک معلم جوان تقریبا غیرممکن شده است.»

به گفته این فرد، شرایط اقتصادی به سمتی رفته است که بسیاری به فکر ترک شغل، استعفا یا خروج از آموزش‌ و پرورش افتاده‌اند.

در پیوند با این موضوع، محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش، در گفتگو با خبرآنلاین، استعفاهای منتشرشده را تنها «نوک کوه یخ» توصیف کرد و گفت متوسط دریافتی یک معلم با حدود ۱۵ سال سابقه به حدود ۲۵ میلیون تومان می‌رسد، در حالی که هزینه زندگی یک خانواده در شهری متوسط، ماهانه بین ۶۰ تا ۷۵ میلیون تومان است. به گفته نیک‌نژاد، چنین فاصله‌ای میان درآمد و هزینه‌های زندگی، ادامه کار در آموزش‌ و پرورش را برای معلمان دشوارتر کرده است.

به‌رغم انتشار این ویدیوها و روایت‌های صنفی، مسئولان و رسانه‌های حکومتی گستردگی موج استعفای معلمان و پرستاران را زیر سوال برده‌اند. علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، در واکنش به ویدیوهای منتشرشده درباره استعفای معلمان، این موضوع را «ادعا» خواند و گفت با «واقعیت همخوانی ندارد».

او مدعی شد در روزهای اخیر اظهارات افرادی در شبکه‌های اجتماعی به‌طور گسترده بازنشر شده که اساسا معلم نیستند و سابقه‌ای نیز در میان فرهنگیان ندارند و همین امر تصویری از وقوع یک اتفاق گسترده در آموزش‌ و پرورش ایجاد کرده است.

کاظمی انتشار این محتواها را عامل ایجاد نگرانی و بی‌اعتمادی در جامعه دانست و با اشاره به فعالیت نزدیک به ۶۵۰ هزار کلاس درس در کشور گفت این ویدیوها نباید به‌عنوان تصویری از وضعیت کلی جامعه فرهنگیان تلقی شوند.

هم‌زمان رسانه‌های وابسته به حکومت نیز کوشیدند گستردگی این روند را زیر سوال ببرند و آن را بیش از آنکه بازتاب یک واقعیت گسترده بدانند، نتیجه برجسته‌سازی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های خارج از ایران معرفی کنند.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، در یادداشتی با اشاره به انتشار ویدیوهایی از افرادی که از ترک شغل معلمی سخن می‌گویند، نوشت این تصاویر به‌تنهایی نمی‌تواند اثبات‌کننده «استعفای گسترده» باشد و برای چنین ادعایی باید آمار رسمی منتشر شود. این خبرگزاری با بازتاب سخنان وزیر آموزش‌ و پرورش، انتشار این ویدیوها را در چارچوب «جنگ شناختی و رسانه‌ای» قرار داد.

روزنامه جوان، دیگر رسانه نزدیک به سپاه پاسداران، نیز در یادداشتی با رویکردی مشابه، نوشت پیوند خوردن ویدیوهای استعفا با سابقه طولانی مشکلات معیشتی فرهنگیان باعث شده است این محتواها به‌سرعت دیده و بازنشر شوند، اما نمی‌توان بر مبنای چند کلیپ درباره وضعیت کلی آموزش‌ و پرورش قضاوت کرد. این روزنامه خواستار انتشار آمار دقیق از تعداد استعفاهای قطعی، نوع رابطه استخدامی و دلایل ترک خدمت شد و نوشت مشکلات معیشتی و نارضایتی معلمان واقعی است، اما این نارضایتی لزوما به معنای شکل‌گیری یک موج گسترده استعفا نیست.

پیش‌تر فرامرز توفیقی، عضو پیشین کمیته دستمزد شورای عالی کار، با استفاده از داده‌های مرکز آمار و الگوی نیازهای خوراکی موسسه تغذیه، هزینه سبد معیشت حداقلی یک خانوار متوسط ۳.۳ نفره را در مرداد ۱۴۰۵، حدود ۹۱ میلیون و ۷۴۱ هزار تومان محاسبه کرده بود. بر اساس این محاسبات، فقط هزینه خوراک چنین خانواری به حدود ۴۰ میلیون تومان در ماه می‌رسد. بنابراین دریافتی یک معلم یا پرستار که کمتر از ۳۰ میلیون تومان است، حتی از هزینه خوراک یک خانواده متوسط نیز کمتر است و با نرخ سد معیشت نیز فاصله چند ده میلیون تومانی دارد.