مینهایی که سپاه پاسداران با هدف بستن تنگه هرمز در آبهای این منطقه کار گذاشت، اکنون به خطری جدی برای جان صیادان ایرانی تبدیل شدهاند. با گذشت ماهها از آغاز جنگ، هنوز مشخص نیست چه تعداد مین در تنگه هرمز و آبهای پیرامون آن باقی مانده، کدام مناطق بهطور کامل پاکسازی شدهاند و چه تعداد مین یا مهمات انفجاری ممکن است با جریان آب از محل اولیه خود جابهجا شده باشند.
در چنین شرایطی، صیادانی که در ماههای نخست جنگ امکان رفتن به دریا را نداشتند و با بحران تامین معاش مواجه شدند، اکنون در حالی دوباره راهی آبهای خلیج فارس و تنگه هرمز میشوند که خطر برطرف نشده است و هر مین سرگردان یا مواد منفجره باقیمانده در این آبها میتواند با قایق و لنج آنان برخورد کند، در تورهای صیادی گرفتار شود و جان سرنشینان را به خطر بیندازد. شواهد میدانی موجود نیز خطر مینهای سرگردان در آبهای جنوب ایران را تایید میکند.
خطر دل به دریا زدن و ماندن در ساحل
درگیریهای شدید نظامی در جنوب ایران طی ماههای گذشته، زندگی، معاش و جان ساکنان جنوب ایران را به طور کلی تحت تاثیر قرار داده است. در شرایطی که معیشت درصد زیادی از مردم این مناطق به اقتصاد دریا وابسته است، رفتن لنجداران و صیادان به دریا خطری فزاینده بود، اما در ساحل ماندن هم از دست دادن تنها منبع درآمدی خانوارها را در پی داشت. به همین دلیل، با وجود درگیری در سواحل و اسکلهها برخی از صیادان راهی دریا شدند.
اواخر تیرماه، یکی از همین صیادان از استان هرمزگان به خبرگزاری ایلنا گفت که «دریا خطرناک است، اما کار نکردن از موشک خطرناکتر است. گرسنگی خطرناکتر است. اینکه قایقمان در اسکله بماند، خطرناکتر است».
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بر اساس همین گزارش، درآمد ماهانه صیادان در بهترین حالت حدود ۲۰ میلیون تومان بود و توقف فعالیت برخی از آنان را ناچار کرد وسایل صیادی یا حتی قایقهایشان را برای فروش بگذارند. در چنین شرایطی، هر روز توقف صید میتوانست به معنای قطع درآمد خانوادهای باشد که سرمایه و شغلش به همان قایق و تور وابسته بود.
با این حال، حتی ماندن قایقها در اسکله نیز امنیت آنها را تضمین نمیکرد. رسانه محلی صبح ساحل نوزدهم تیر به نقل از فرامرز جامهگیر، عضو هیأتمدیره تعاونی صیادان پشتشهر بندرعباس، گزارش داد که بر اثر اصابت دو «پرتابه» به اسکله صیادی پنجپله بندرعباس، دستکم ۳۰ قایق صیادی بهطور کامل از بین رفتند.
خطر فعالیت در دریا نیز از ماهها پیش بهطور رسمی به جامعه صیادی هشدار داده شده بود. ۲۱ خرداد، مدیرعامل اتحادیه شرکتهای تعاونی صیادان هرمزگان از تمامی شناورها و فعالان صیادی خواست عملیات صید را تنها در آبهای سرزمینی و محدوده ۱۲ مایلی ساحل انجام دهند و اعلام کرد هرگونه تردد و فعالیت صیادی در محدوده تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی ممنوع است.
این محدودیت موقتی نبود. نزدیک به سه ماه بعد و در ۱۸ شهریور، اتحادیه شرکتهای تعاونی صیادان هرمزگان بار دیگر همان هشدار را تکرار کرد و از صیادان خواست از تردد در تنگه هرمز و خروج از محدوده تعیینشده خودداری کنند. به این ترتیب، حتی در هفتههای منتهی به آغاز فصل صید میگو، بخشی از آبهایی که صیادان هرمزگان بهطور معمول برای کار به آنها وابستهاند، همچنان مشمول محدودیتهای امنیتی بود.
با وجود این هشدارها، فشار معیشتی بسیاری از صیادان را دوباره به دریا کشاند؛ دریایی که خطر آن دیگر به «پرتابهها» و حمله هوایی محدود نبود، زیرا در جریان جنگ، تنگه هرمز و آبهای پیرامون جزایر مینگذاری شدند و درباره مشاهده اجسام مشکوک و مینهای دریایی در این پهنه گزارشهای متعددی منتشر میشد.
بخش عمده اطلاعات موجود از مینهای کارگذاشتهشده در آبهای جنوب از ارتش آمریکا و هشدارهای نهادهای امنیت دریایی به دست آمده و جمهوری اسلامی ایران تاکنون جزئیات مینگذاریها را اعلام نکرده است.
نخستین نشانههای رسمی از وجود مین در تنگه هرمز در بهار ۱۴۰۵ منتشر شد. فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، ۲۲ فروردین اعلام کرد عملیات ایجاد یک مسیر امن در تنگه را آغاز کرده است. دو ناوشکن موشکانداز «یواساس فرانک ای. پترسن» و «یواساس مایکل مورفی» برای آغاز این عملیات از تنگه عبور کردند و سنتکام اعلام کرد شناورها و تجهیزات بیشتری، از جمله پهپادهای زیرآبی، به عملیات پاکسازی خواهند پیوست.
پس از آن نیز رئیسجمهوری آمریکا خبر داد تمام ۲۸ شناور مینریز ایران منهدم شدهاند. با این حال، حتی پس از آغاز عملیات مینروبی، خطر رفعشده تلقی نمیشد. کمااینکه اواخر فروردین، همزمان با اعلام بازگشایی تنگه هرمز برای کشتیهای تجاری، نیروی دریایی آمریکا در هشداری به دریانوردان اعلام کرد وضعیت تهدید مین در خطوط اصلی تفکیک ترافیک دریایی تنگه هنوز بهطور کامل شناختهشده نیست و توصیه کرد شناورها خودداری از ورود به این محدوده را در نظر بگیرند. انجمن بینالمللی کشتیرانی «بیمکو» نیز اعلام کرد وضعیت مینها نامشخص است و بازگشایی تنگه را نمیتوان به معنای ایمن شدن کامل آن دانست.
چند هفته بعد، گزارشی از یک جسم شناور مشکوک به مین دریایی نیز منتشر شد. نهم خرداد نیز مرکز امنیت دریایی عمان اعلام کرد ماهیگیران محلی از مشاهده یک جسم شناور مشکوک به مین دریایی در تنگه هرمز خبر دادهاند. محل مشاهده در مختصات ۲۶ درجه و ۲۴ دقیقه شمالی و ۵۶ درجه و ۲۰ دقیقه شرقی، در آبهای منطقهای عمان و غرب منطقه ترافیک ساحلی تنگه ثبت شد.
در پی این گزارش، دفتر ملی آبنگاری عمان وابسته به نیروی دریایی سلطنتی این کشور هشدار رسمی دریانوردی صادر کرد. مرکز امنیت دریایی عمان تاکید کرد ماهیت جسم هنوز تایید نشده است، اما از شناورها خواست به اجسام شناور مشکوک نزدیک نشوند، آنها را لمس یا از آب خارج نکنند و هرگونه مشاهده مشابه را به نهادهای امنیت دریایی گزارش دهند.
خطر مین با ادامه عملیات پاکسازی نیز بهطور کامل از میان نرفت. مقامهای نظامی آمریکا در جریان عملیات اعلام کردند هدف اولیه ایجاد مسیرهای امن برای عبور کشتیهای تجاری است. برد کوپر، فرمانده وقت سنتکام، پس از ایجاد یکی از این مسیرها تصریح کرد که بازشدن یک گذرگاه امن به معنای از بین رفتن همه مینها نیست و تهدید مین تنها بهشدت کاهش یافته است.
این تفاوت برای صیادان اهمیت ویژهای دارد. مسیرهایی که ارتش آمریکا برای عبور کشتیهای تجاری پاکسازی و آزمایش کرد، گذرگاههای مشخص کشتیرانی بودند. در حالی که قایقها و لنجهای صیادی فعالیت خود را به این مسیرها محدود نمیکنند و برای صید وارد آبهای اطراف جزایر، سواحل و نقاط خارج از خطوط اصلی کشتیرانی میشوند.
در اواخر مرداد و اوایل شهریور نیز با وجود اعلام پیشرفت عملیات مینروبی، هشدارها ادامه داشت. پس از آنکه دونالد ترامپ ۳ شهریور اعلام کرد مینهای موجود در آبهای بینالمللی تنگه هرمز پاکسازی یا منفجر شدهاند، مرکز مشترک اطلاعات دریایی همچنان درباره «مینهای سرگردان یا ثبتنشده» در داخل و اطراف خطوط تفکیک ترافیک تنگه هشدار داد و مناطق خطر مین همچنان فعال باقی ماندند.
عملیات پرتاب مین به پهنه دریا
سپاه پاسداران، مینگذاری در پهنه دریا را حتی پیش از آغاز جنگ در رزمایشهای نظامی به نمایش گذاشته بود. با این حال، پس از آغاز جنگ و افزایش خطر مین برای شناورهای غیرنظامی و صیادان ایرانی، مقامهای جمهوری اسلامی ایران مسئولیت مخاطرات ایجادشده در آبهای تنگه هرمز را متوجه نیروهای آمریکایی کردند.
پیشتر و در جریان بخش دریایی رزمایش «پیامبر اعظم ۱۹» در بهمن ۱۴۰۳، سپاه پاسداران توان مینگذاری دریایی با استفاده از راکتهای فجر-۵ را به نمایش گذاشته بود. تصاویر منتشرشده از این رزمایش، شلیک راکتها از یک پرتابگر ساحلی و سپس اجسامی را نشان میداد که بهعنوان مین دریایی معرفی شدند.
رسانههای داخلی نیز در همان زمان گزارش دادند مینها در محفظهای مشابه راکتهای فجرــ۵ قرار میگیرند و با پرتابگر از ساحل به نقاط مورد نظر در دریا شلیک میشوند. فجرــ۵ در حالت معمول راکتی ۳۳۳ میلیمتری با سرجنگی انفجاری است، اما در این رزمایش نمونهای از این سامانه برای انتقال و رهاسازی مین دریایی به نمایش درآمد.
در جریان جنگ، مینگذاری در تنگه هرمز از سطح نمایش توان نظامی فراتر رفت و به مرحله اجرا درآمد. پس از عملیات مینروبی آمریکا در اواخر فروردین، سنتکام در اوایل شهریورماه اعلام کرد که دو «پرتابگر» سپاه پاسداران را در جزیره لارک هدف قرار داده است. بر اساس این اطلاعیه، نیروهای سپاه در حال آمادهسازی این پرتابگرها برای شلیک راکتهای حامل مین دریایی به تنگه هرمز بودند.
مینهای دریایی الزاما در همان نقطهای که کار گذاشته شدهاند، باقی نمیمانند. بر اساس تقسیمبندی رایج در جنگ، مینها میتوانند در بستر دریا قرار گیرند، با کابل و لنگر در عمق مشخصی از سطح آب نگه داشته شوند یا به شکل شناور با جریان آب حرکت کنند. حتی مینهای مهارشده نیز در صورت جداشدن کابل یا لنگر میتوانند به مینهای سرگردان تبدیل شوند و کیلومترها از محل اولیه خود فاصله بگیرند. به همین دلیل، مشاهده یک مین در نقطهای مشخص به این معنا نیست که همان محل، نقطه اولیه مینگذاری بوده است.
برای صیادان، خطر تنها زمانی ایجاد نمیشود که قایق یا لنج آنها مستقیما با یک مین برخورد کند. تورهای صیادی نیز میتوانند یک مین یا وسیله انفجاری را از محل استقرارش جابهجا کنند و همراه صید به سمت شناور بکشند. در چنین وضعیتی، جسمی که تا آن لحظه زیر آب قرار داشت، به بدنه لنج نزدیک میشود و ممکن است میان تور، کابلها و تجهیزات عرشه گرفتار شود؛ در فاصلهای بسیار نزدیک از صیادانی که ممکن است حتی از ماهیت آنچه در تور گرفتار شده، اطلاع نداشته باشند.
اکنون با گذشت ماهها از آغاز جنگ، هنوز هیچ نقشه عمومی جامعی از مناطق آلوده و پاکسازیشده منتشر نشده و مشخص نیست چه میزان از آبهای مورداستفاده صیادان در اطراف جزایر جنوب بررسی و مینروبی شده است.
در نتیجه، بازشدن مسیر عبور نفتکشها و کشتیهای تجاری از تنگه هرمز لزوما به معنای پایان خطر برای صیادان ایرانی نیست. تا زمانی که محدوده آبهای آلوده و پاکسازیشده بهطور دقیق مشخص نشود و مینها و مهمات باقیمانده جمعآوری نشوند، برای صیادانی که هر روز برای تامین معاش راهی دریا میشوند، انداختن یک تور میتواند با خطر بالا کشیدن یکی از سلاحهای باقیمانده از جنگ و آسیب به جان آنان همراه باشد.

