صدها نفر از نیروهای امدادی و عملیاتی حاضر در حملات ۱۱ سپتامبر مرکز تجارت جهانی، حتی ۲۵ سال بعد، احساسات و تجربیات آن روز را با جزئیات به یاد میآورند. برخی میگویند میان آوار، مرگ، گردوغبار، دودهای سمی و فریاد کمک، قادر به فکر کردن نبودند و تمام تمرکزشان بر کنار زدن آوار و نجات افراد گرفتار بود.
روبرتو لوکینی، استاد علوم بهداشت حرفهای و محیطزیست دانشگاه بینالمللی فلوریدا که با نیروهای امدادی ۱۱ سپتامبر کار میکند، در مقالهای در وبسایت کانورسیشن مینویسد چنین تجربههایی محدود به حملات تروریستی نیست و آتشنشانان، امدادگران و کارگران حاضر در زلزلهها، سیلها، آتشسوزیهای جنگلی، سوانح صنعتی و هستهای، فورانهای آتشفشانی و جنگ نیز با شرایط مشابه روبرو میشوند. نیروهای امدادی و گروههای آسیبدیده ممکن است هنگام عملیات نجات و تا سالها بعد با پیامدهای جسمی و روانی جدی مواجه شوند. تحقیق گروه پژوهشی لوکینی نشان میدهد اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) از جمله این خطرها است و ممکن است روند پیری مغز را تسریع کند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اختلال استرس پس از سانحه عارضهای پیچیده است که پس از تجربه یا مشاهده رویدادی آسیبزا ایجاد میشود و میتواند با بازگشت مکرر خاطرات ناخواسته، اجتناب، حالت هشیاری و آمادهباش شدید، اختلال خواب و تغییر در خلقوخو و تفکر همراه باشد. اضطراب و افسردگی نیز اغلب مشاهده میشود. حدود ۲۳ درصد از نیروهای حاضر در عملیات مرکز تجارت جهانی به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا شدهاند، در حالی که برآورد میشود حدود ۶ درصد از جمعیت آمریکا در طول زندگی به این اختلال دچار شوند. برخی امدادگران ۱۱ سپتامبر همچنان به اضطراب، افسردگی، افکار مزاحم، مشکلات خواب و دشواری در کنترل احساسات دچارند.
با افزایش سن، بسیاری از امدادگران حملات ۱۱ سپتامبر از کاهش حافظه، تمرکز و تواناییهای ذهنی نیز شکایت دارند و نگراناند استقلال خود را از دست بدهند. پژوهشها نشان میدهد بیماریهای جسمی، تغییرات شناختی و مشکلات عاطفی آنها اغلب یکدیگر را تقویت میکنند.
گروه لوکینی در پژوهشی عملکرد شناختی بیش از ۵۰۰۰ نفر از نیروهای امدادی و عملیاتی مرکز تجارت جهانی را که به زوال عقل مبتلا نبودند، بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ بررسی کرد. طی حدود پنج سال، ۲۲۸ نفر پیش از ۶۵ سالگی به زوال عقل مبتلا شدند. میزان ابتلا در افرادی که در محل حادثه بیشترین تماس را با گردوغبار و آوار احتمالا سمی برای دستگاه عصبی داشتند، به میزان قابلتوجهی بیشتر از کسانی بود که تماس محدودی داشتند یا بهطور مداوم از تجهیزات حفاظتی مانند ماسکهای تنفسی استفاده میکردند. این ارتباط حتی با در نظر گرفتن عوامل جمعیتی، سبک زندگی، وضعیت پزشکی و عوامل ژنتیکی همچنان مشاهده شد.
لوکینی پیش از مطالعه پیامدهای ۱۱ سپتامبر، کارگران در معرض فلزات سمی و آلودگی صنعتی در شمال ایتالیا را بررسی کرده بود. اسکن مغزی این کارگران و امدادگران ۱۱ سپتامبر افزایش مشابهی در رسوب بتا آمیلویید، پروتئین مرتبط با بیماری آلزایمر و زوال شناختی، نشان داد.
در مطالعه دیگری در سال ۲۰۲۵، پژوهشگران با استفاده از اسکن امآرآی و یک مدل هوش مصنوعی، سن مغزی امدادگران مرد ۱۱ سپتامبر را تخمین زدند. این مدل با بیش از ۱۱ هزار و ۵۰۰ اسکن مغزی افراد سالم ۵ تا ۹۵ ساله آموزش دیده بود. نتایج نشان داد مغز امدادگران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بهطور متوسط حدود سه سال پیرتر از سن واقعی آنها به نظر میرسید، در حالی که سن مغزی افراد بدون اختلال استرس پس از سانحه تقریبا با سن واقعیشان مطابقت داشت.
همچنین، بهازای هر یک ماه حضور بیشتر امدادگر در محل برجهای فروریخته، حدود چهار تا پنج ماه به سن مغز او افزوده میشد؛ این موضوع نشان میدهد مدت قرارگیری در معرض شرایط محل حادثه با روند پیری مغز ارتباط دارد.
لوکینی مینویسد پیامدهای سلامت ۱۱ سپتامبر با گذشت ۲۵ سال همچنان ادامه دارد و با افزایش سن افراد تغییر میکند. نیروهای امدادی همچنان به حمایت هماهنگ در زمینه سلامت روان، تواناییهای شناختی، سلامت جسمی و مسائل اجتماعی نیاز دارند. سالگرد ۱۱ سپتامبر برای بسیاری از آنان خاطرات، بیقراری، سرخوردگی و درد آن روزها را زنده میکند؛ در عین حال، بسیاری از آنها همچنان از کمک به افراد گرفتار احساس غرور و تعلق میکنند.

