«خسته شو دیگه، تا کی تیر جنگی؟»؛ گلوله‌هایی که مستقیم به سر و گردن می‌خوردند

یکی از کسبه محله سلسبیل می‌گوید روز ۱۹ دی لکه بزرگی از خون خشک‌شده و محتویات سر یک جوان روی در مغازه‌اش باقی مانده بود

بررسی ویدیوها، روایت‌های میدانی و اطلاعات دریافتی از شهرهای مختلف ایران نشان می‌دهد ماموران جمهوری اسلامی در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، همزمان با اوج حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، به‌طور گسترده و هدفمند به سر، گردن و صورت جوانان و نوجوانان معترض شلیک کرده‌اند؛ الگویی که به گفته شاهدان، نه برای متفرق‌سازی جمعیت، بلکه با هدف کشتار و ایجاد وحشت در جامعه اجرا شده است.

جوانی ۳۲ ساله در حوالی بلوار اشرفی اصفهانی و میدان آریاشهر (صادقیه) تهران، بر روی ویدیوهایی که از شامگاه ۱۸ دی برای ایندیپندنت فارسی ارسال کرده است، می‌گوید سرکوبگران علاوه بر حضور در خیابان، تک‌تیراندازهایی را بر پشت‌بام ساختمان‌ها مستقر کرده‌اند. او همچنین بر روی بخش دیگری از این ویدیو، در مقابل یک موتورسیکلت آتش‌گرفته نیروهای سرکوبگر تاکید می‌کند: «دارن از روی پشت‌بوم‌ها شلیک می‌کنن. مستقیم به مردم می‌زنن. داداش خسته شو، دیگه کار تمومه، تا کی تیر جنگی؟»

این ویدیوها جمعیت انبوه شهروندان را نیز نشان می‌دهد که با شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی در خیابان حضور دارند. در همین تصاویر، یک شهروند مجروح بر اثر شلیک گلوله جنگی دیده می‌شود که مردم تلاش می‌کنند او را با موتورسیکلت از محل خارج کرده و به درمانگاه یا بیمارستان برسانند؛ تلاشی که به دلیل ادامه تیراندازی و فضای شدیدا امنیتی، با اضطراب و خطر همراه است.

شاهدان می‌گویند شلیک‌ها تنها از سطح خیابان انجام نمی‌شد و گلوله‌ها از ارتفاع، از پشت‌بام ساختمان‌ها و برخی مراکز دولتی به سوی مردم شلیک می‌شد. تمرکز شلیک‌ها بر سر و گردن معترضان، به‌گفته چند منبع میدانی، به‌گونه‌ای بود که بسیاری از مجروحان پیش از رسیدن به مراکز درمانی جان خود را از دست دادند.

این الگوی تیراندازی در تهران، همزمان در شهرهای دیگر نیز تکرار شده است. در شاهی (قائمشهر) مازندران، ویدیوی دریافتی نشان می‌دهد یک جوان معترض در شامگاه ۱۸ دی پس از شلیک گلوله جنگی ماموران جمهوری اسلامی از داخل ساختمان فرمانداری، از ناحیه سر هدف قرار می‌گیرد و جانش را از دست می‌دهد.

در نازی‌آباد تهران، نسترن زارع‌منش، مادر ۴۰ ساله، ۱۸ دی با شلیک ماموران جمهوری اسلامی به سر و قلبش کشته شد. او مادر یک پسر ۱۰ ساله و یک دختر ۶ ساله بود و بنا بر روایت نزدیکانش، در آغوش همسرش جان باخت.

در فردیس کرج، عارف گل‌محمدی، جوان ۲۴ ساله، روز ۱۷ دی با شلیک گلوله جنگی از ناحیه سر و صورت کشته شد. منابع نزدیک به خانواده او می‌گویند ماموران حتی اجازه ندادند خانواده‌اش برای آخرین‌بار پیکر او را ببینند.

وحید محمدلو، شهروند ۳۹ ساله‌ای که در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ از نیروی‌هوایی ارتش استعفا داده بود نیز ۱۸ دی در میدان آریاشهر تهران با شلیک گلوله به سر و چشمش کشته شد. او پدر دو دختر خردسال بود.

در کرمانشاه، سامان فتاحی، نوجوان ۱۸ ساله و عضو تیم ملی امیدهای تکواندوی ایران، جمعه ۱۹ دی مقابل منزل‌شان از ناحیه سر هدف گلوله ماموران جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان باخت. نزدیکان او می‌گویند سامان رویای حضور در المپیک را در سر داشت.

در شهر آب‌بر، مرکز شهرستان طارم در استان زنجان، سید رضا موسوی، پدر سه فرزند، شامگاه ۱۸ دی از پشت سر و از درون ساختمان فرمانداری هدف گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد. بنا بر اطلاعات دریافتی، ماموران برای تحویل پیکر او سند ملکی چند میلیارد تومانی خانواده را توقیف کردند تا از برگزاری مراسم عمومی جلوگیری شود.

در فولادشهر اصفهان، امین قبادی، ۲۵ ساله، ۱۸ دی مقابل ساختمان دادگستری این شهر با شلیک تک‌تیراندازهای جمهوری اسلامی به سرش کشته شد. فرزام قاسمی، ۳۱ ساله و اهل محله جنت‌آباد تهران نیز پنجشنبه ۱۸ دی در میدان آریاشهر با شلیک سه گلوله جنگی به سر و قلبش جان باخت.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

 در موردی دیگر، آرزو عابدی، کوهنورد ۵۰ ساله اصفهانی، جمعه ۱۹ دی در خیابان باغ دریاچه اصفهان با شلیک مستقیم گلوله به سرش، در آغوش فرزندانش کشته شد. پیکر او پس از سه روز «گروگان‌گیری»، به‌صورت شبانه و تحت تدابیر امنیتی به خاک سپرده شد.

مهیار کاکازاده، نوجوان ۱۷ ساله هم پنجشنبه ۱۸ دی در پرند تهران با شلیک مستقیم ماموران جمهوری اسلامی به سر جان باخت. همچنین محمد مظفری، ۳۹ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دی در شاهین‌ویلای کرج با شلیک مستقیم گلوله به سر مجروح شد و ساعاتی بعد، به دلیل نبود امکان امدادرسانی فوری و خونریزی شدید، جان خود را از دست داد.

در کنار این موارد، روایت‌های دیگر نیز تصویری روشن‌تر از گستره خشونت و کشتار عامدانه را ارائه می‌دهد. یکی از کسبه محله سلسبیل تهران به ایندیپندنت فارسی می‌گوید که او در روز ۱۹ دی حاضر نشد مغازه‌اش را باز کند، زیرا مقابل در مغازه‌اش لکه بزرگی از خون خشک‌شده و «محتویات سر یک جوان جان‌باخته» باقی مانده بود و  نمی‌خواست «روی خون و مغز کشته‌شدگان پا بگذارد.»

مجموع این شواهد نشان می‌دهد تمرکز شلیک‌ها بر سر، گردن و صورت معترضان، همراه با استقرار تک‌تیراندازها در ارتفاع و شلیک از پشت‌بام مراکز دولتی و حکومتی، نه حاصل برخوردهای پراکنده، بلکه احتمالا نتیجه تصمیم و دستوری هدفمند در سطوح بالای ساختار امنیتی جمهوری اسلامی بوده است؛ تصمیمی که هدف آن افزایش شمار کشته‌ها، ایجاد رعب عمومی و جلوگیری از تداوم حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها بوده است.

بر اساس برآوردهای منتشرشده از سوی رسانه‌های بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری، شمار کشته‌شدگان ایرانی تنها در دو شبانه‌روز ۱۸ و ۱۹ دی، به‌دلیل شدت و گستره تیراندازی‌ها، بین ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر برآورد می‌شود و این رقم ممکن است افزایش یابد؛ آماری که از نظر گستره تلفات، با شمار کشته‌شدگان برخی جنگ‌های نظامی در سال‌های اخیر قابل مقایسه است و به‌عنوان نمونه، با تلفات نظامیان اوکراینی در جنگ با روسیه، طی چهار سال گذشته برابری می‌کند.