سرکوب خونین ایرانیان در اعتراضهای خیابانی هجدهم و نوزدهم دیماه که شمار کشتهشدگان آن را تا ۱۲ هزار نفر اعلام کردهاند و شبکه سیبیاس به نقل از منابعش این رقم را بیش از ۲۰ هزار نفر براورد کرده، یکی از هولناکترین فجایع تاریخی ایران است؛ فاجعهای که نهتنها از نظر تعداد قربانیان کمسابقه است، بلکه از حیث ماهیت نیز نمونهای مشابه در تاریخ ایران ندارد. چرا که اگر تیمور گورکانی و محمود افغان با هدف کشورگشایی و آغا محمدخان قاجار برای تصاحب و تثبیت قدرت به کشتار گسترده مردم اقدام کردند، علی خامنهای به نام دین و مذهب فرمان قتلعام مردمی را صادر کرد که حقوق بنیادین خود را به مسالمتآمیزترین شکل ممکن در خیابان فریاد میزدند.
ابعاد فاجعه کشتار دیماه و اعتراضهای سالهای پیشین زمانی عیانتر میشود که دریابیم خامنهای، از نظر گستره و میزان کشتار و سرکوب غیرنظامیان، در جایگاهی قرار میگیرد که با خونریزترین چهرههای تاریخ ایران، از جمله تیمور و آغا محمدخان، قابلمقایسه است.
هم براورد رسانههایی مانند تلویزیون ایران اینترنشنال و شبکه سیبیاس و هم دادهها و شواهد میدانی، حاکی از آن است که رقم ۱۲ هزار کشته در جریان اعتراضهای خیابانی هجدهم و نوزدهم دیماه، براوردی محتاطانه است و تعداد واقعی جانباختگان میتواند بهمراتب بیشتر باشد. افزون بر این، گزارشها نشان میدهد هزاران نفر نیز مجروح شدهاند و درباره شمار بازداشتشدگان، به دلیل فقدان شفافیت و پنهانکاری نهادهای امنیتی، آمار دقیقی در دست نیست.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
با این حال، اگر رقم ۱۲ هزار کشته اعتراضهای دیماه را مبنا قرار دهیم، علی خامنهای در زمره خونریزترین و سفاکترین حکمرانان تاریخ ایران قرار میگیرد؛ حاکمی که ظرف تنها دو روز، این تعداد غیرنظامی را به قتل رسانده است.
در عین حال نباید فراموش کرد که در جریان اعتراضهای آبان ۱۳۹۸ هم بنا بر برخی آمارها، دستکم هزار و ۵۰۰ نفر کشته شدند. همچنین طبق گزارش محرمانه بولتن خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، تعداد کشتهشدگان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱ از این رقم نیز بیشتر بود. افزون بر این، سرکوب اعتراضهای قبلتر و اعدام هزاران نفر که از زمان رهبری روحالله خمینی آغاز شد و در دوره خامنهای نیز ادامه یافت، بخشی جداییناپذیر از کارنامه رهبر جمهوری اسلامی است.
مجموع این ارقام ما را به اعداد و آماری هولناک میرساند؛ آماری که اگر تعداد جانباختگان همهگیری کرونا که به دلیل ممانعت علی خامنهای از ورود واکسنهای معتبر تشدید شد، به آن افزوده شود، بهمراتب بالاتر خواهد رفت.
این کشتار بیرحمانه فقط در دوره حمله چنگیز مغول و فرماندهانش، تیمور گورکانی، محمود افغان و شورش آغا محمدخان قاجار سابقه داشته است. با این توضیح که از این بین، فقط آغا محمدخان مانند خامنهای ایرانی بود و برای تصاحب قدرت در داخل کشور، آگاهانه دست به کشتار و مجازات جمعی غیرنظامیان زد. کشتار او در کرمان در سال ۱۷۹۴ میلادی مانند آنچه علی خامنهای در دیماه امسال کرد، یکی از تاریکترین نقاط تاریخ ایران است.
آغا محمدخان وقتی برای تصاحب قدرت قد علم کرد، با مقاومت کرمان و حمایت این شهر از لطفعلی خان زند مواجه شد. به همین دلیل پس از فتح شهر، دستور انتقامی بیسابقه صادر کرد. بر پایه گزارشهای تاریخی معتبر، تمام مردان بالغ شهر یا کشته یا کور شدند و حتی گفته میشود که او ۲۰ هزار جفت چشم را زیر پا گذاشت و وارد شهر شد. افزون بر این، هزاران زن و کودک به اسارت برده شدند و شهر عملا از نظر انسانی و اقتصادی، ویران شد. در این واقعه، علاوه بر کشتار مستقیم مردم، مجازاتهای جمعی، نابودی ساختار اجتماعی شهر و تحقیر بازماندگان نیز از دیگر روشهای سرکوب بود.
اهمیت تاریخی کشتار کرمان در این است که آغا محمدخان، برخلاف چنگیز مغول، تیمور گورکانی یا محمود افغان، نه فاتحی بیگانه بود و نه در حال کشورگشایی خارجی. او فرمانروایی ایرانی بود که برای تثبیت سلطه سیاسی خود، مردم یک شهر از کشور خود را به شکلی سازمانیافته سرکوب کرد. از این منظر، سرکوبهای او نقطه عطفی در تاریخ خشونت دولتی در ایران به شمار میآید که در آن، کشتار غیرنظامیان به ابزار مستقیم تثبیت قدرت داخلی تبدیل شد.
الگویی که امروز نیز به شکلی آشکار، در رفتار علی خامنهای مشهود است. در سالهای رهبری او، کارگزاران حکومت در برابر اعتراضهای مسالمتآمیز، بهطور مستقیم به سوی مردم شلیک کردند تا پایههای قدرت سیاسی حفظ و تضمین شود. خامنهای پیش از کشتار دیماه، در سخنانی بهصراحت معترضان را «افراد مضر برای کشور» خواند و بدین ترتیب فرمان کشتار آنان را صادر کرد.
نیروهای تحت امر خامنهای در اعتراضهای کشاورزان اصفهان، خیزش مهسا و اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴، شلیک هدفمند به چشم معترضان را بهعنوان یکی از روشهای سازمانیافته سرکوب به کار گرفتند. دادهها و شواهد میدانی حاکی از آن است که در همین چند روز اخیر، صدها نفر در اثر اصابت گلولههای ساچمهای، کور شدهاند.
تفاوت بنیادین کشتارهای امروز با سرکوبهایی چون فاجعه کرمان در دوران آغا محمدخان قاجار در شرایط تاریخی وقوع آن است. آغا محمدخان در عصری غیرنظامیان را قتلعام کرد که نه رسانهای برای ثبت جنایت وجود داشت، نه سازوکارهای حقوق بشری و افکار عمومی جهانی در کار بود که او را پاسخگو کند. به این ترتیب خشونت در سکوت و تاریکی، رخ داد و با تاخیر در تاریخ ثبت شد، اما علی خامنهای و دستگاه سرکوبش در عصر رسانههای جهانی، شبکههای اجتماعی و نهادهای حقوق بشری و در برابر چشم جهانیان، دست به کشتار گسترده مردم زدند.
بهرغم قطع اینترنت و ایجاد خفقان شدید، تصاویر کشتهشدگان و مجروحان بهصورت لحظهای ثبت و منتشر شده و افکار عمومی جهانی را در شوک و حیرت فرو برده است. از این نظر میتوان گفت که سرکوب گسترده و خونین خامنهای به نقطهای رسیده که از الگوی جنایت آغا محمدخان قاجار هم پیشی گرفته است. شاید اگر او نیز میتوانست در سکوت و تاریکی دست به سرکوب بزند، آمار قربانیان چندین برابر بیشتر میشد.
به بیان دیگر، اگر آغا محمدخان در غیاب رسانه و نظارت جهانی مردم را قتلعام کرد، خامنهای این سرکوب را در زمان کوتاه و در زمانهای انجام داد که همهچیز دیده، ثبت و مستند میشود. همین تداوم آگاهانه خشونت در برابر چشم جهانیان هم موجب شده است که کارنامه سرکوب در دوره او، از نظر وسعت و شدت، حتی در قیاس با خونینترین فصلهای تاریخ ایران کمسابقه باشد.

