سیاسی و اجتماعی «گلوله در تن، هراس از درمان»؛ هزاران مجروح به دلیل حضور ماموران به بیمارستان نرفتهاند «هر بار دردم شروع میشود فکر میکنم شاید اشتباه کردم که نرفتم، اما خب باز میگویم اگر بازداشت شوم، شاید جنازهام هم به دست فرزندانم نرسد» روایت پزشکان از قتل مجروحان انقلاب ملی در بیمارستانها؛ «بیمار را از آیسییو به سردخانه میبردند» «خسته شو دیگه، تا کی تیر جنگی؟»؛ گلولههایی که مستقیم به سر و گردن میخوردند «به قصد کشت کتک میزنند و شکنجه میکنند»؛ بازداشت هزاران ایرانی دیگر در هفته گذشته