اعتراضهای گسترده در فرانسه به خشونت کشیده شده است و بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر، بیشتر دانشآموز، در شهرهای مختلف این کشور به خیابانها آمدهاند. بیش از ۱۰۰ مأمور پلیس و شمار بیشتری از معترضان زخمی و تاکنون حدود ۲۰۰۰ نفر بازداشت شدهاند. ساختمانهای عمومی مهم از جمله شهرداری لیموژ و دفتر تاریخی گردشگری لیون، تخریب شدهاند و گروههای کوچکی از مردان جوان صدها فروشگاه را غارت کردهاند.
پیتر مکفی، استاد بازنشسته تاریخ دانشگاه ملبورن، در مطلبی در وبسایت کانورسیشن مینویسد اعتراضها ۲۱ سپتامبر از حومهٔ کارگرنشین کرتی در جنوب شرقی پاریس آغاز شد، که دانشآموزان دبیرستانی علیه فرسودگی ساختمانهای آموزشی، کمبود معلم، و برنامههای نامناسب درسی تظاهرات کردند. کلاسهای مدارس فرانسه گاه از ساعت هشت صبح تا شش عصر، حتی صبح شنبهها، ادامه دارند و دانشآموزان فقط یک بعدازظهر آزاد دارند.
موج گرمای تابستان نیز در سپتامبر همچنان بر کلاسهای فاقد سیستم سرمایشی تأثیر گذاشته بود. ناکارآمدی و نابرابری در سامانهٔ اینترنتی پذیرش دانشگاهها نارضایتی دانشآموزان سالهای پایانی دبیرستان را تشدید کرد.
بسیاری از معلمان نیز از کلاسهای پرجمعیت، شرایط نامناسب آموزشی و حقوق پایینتر نسبت به مشاغل دیگر از جمله پلیس ناراضیاند.
با وجود مشکلات مشابه در مدارس دیگر، گسترش سریع اعتراضها به ۷۰۰ مدرسه در سراسر فرانسه، ظاهراً بدون رهبر یا بیانیهٔ مشخص، غیرمنتظره بود. حضور معترضان در مناطق بهنسبت مرفه نیز نشان داد نارضایتیها فراتر از وضعیت نامناسب مدارس است.
مکفی این اعتراضها را با جنبش مه ۱۹۶۸ مقایسه میکند، زمانی که دانشجویان علیه نظام آموزشی سنتی، ساختارهای محافظهکارانهٔ سیاسی و اجتماعی و محدودیت فرصتهای پیشرفت به خیابانها آمدند. به نوشتهٔ مکفی، دانشآموزان امروز نیز آیندهشان را تحت تأثیر هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی و درگیریهای بینالمللی محدود میبینند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
نه دولت راست میانهٔ امانوئل مکرون و نه حزب راستگرای اجتماع ملی به رهبری مارین لوپن برای این نسل جذابیتی ندارند.
اعتراضهای اخیر در اسپانیا، ایتالیا، پرتغال و بلژیک نیز نشاندهندهٔ گستردگی نارضایتیها است. در اسپانیا، بزرگترین اعتراضهای سالهای اخیر بیشتر بر دشواری دسترسی به مسکن مقرونبهصرفه متمرکز بودهاند.
از سال ۲۰۲۰، محدودیتهای دوران همهگیری کرونا، افزایش هزینههای زندگی و بحران مسکن، نارضایتی عمیقی در جوامع غربی ایجاد کرده است. بحران انرژی ناشی از جنگهای خاورمیانه و اوکراین نیز این فشارها را تشدید کرده است.
مکفی میان دانشآموزان معترض، حامیانشان، معلمان و والدین از یک سو و گروههای خشونتطلب موسوم به «کاسور» از سوی دیگر تمایز میگذارد. این گروهها، بیشتر مردان جوان نقابدار، به فروشگاهها حمله کردهاند، ساختمانهای عمومی را آتش زدهاند، و با پلیس درگیر شدهاند.
اعتراضهای کارگری و جنبش جلیقهزردها نیز در گذشته با خشونت و تخریب اموال در حاشیهٔ تجمعها همراه بودهاند.
مکفی مینویسد هنوز مشخص نیست اعتراضها به کجا میانجامند. همانند سال ۱۹۶۸، خشونت و اختلال در زندگی روزمره ممکن است حمایت عمومی از دانشآموزان را کاهش دهد و میان جنبش دانشآموزی و اتحادیههای کارگری شکاف ایجاد کند.
این اعتراضها به یکی از عوامل مهم در آستانهٔ انتخابات ریاستجمهوری آوریل ۲۰۲۷ فرانسه تبدیل شده است. فضای سیاسی کشور میان سه بلوک راست افراطی، راست میانه و چپ افراطی تقسیم شده است که حاضر به همکاری با یکدیگر نیستند.
لوپن و دیگر سیاستمداران راستگرا وعدهٔ بازگرداندن انضباط به مدارس، افزایش بودجهٔ پلیس و اخراج آشوبگران را دادهاند که آنها را مهاجران غیرقانونی معرفی میکنند.
خشونتهای حاشیهای ممکن است به سود لوپن و به زیان ژانلوک ملانشون و حزب چپگرای «فرانسهٔ تسلیمناپذیر» باشد که از اعتراضها حمایت کردهاند.
به نوشتهٔ مکفی، مسئلهٔ فوری این است که آیا دولت تحت فشار مکرون میتواند با پاسخگویی به مطالبات دانشآموزان، تنشهای جامعهٔ فرانسه را کاهش دهد یا خیر.

