معمای دفن شمس تبریزی از خوی تا قونیه؛ موزه مولانا در ترکیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده دارد

پژوهشگرانی مانند محمدامین ریاحی و محمدعلی موحد فرضیه دفن شمس تبریزی در خوی را تقویت کرده‌اند

بارگاه شمس تبریزی در خوی‌ــ میراث آریا

شمس تبریزی، بسیار اهل سفر بود و عمری را در این راه سپری کرد؛ چنانکه به روایت شمس‌الدین احمد افلاکی، از مثنوی‌خوانان قونیه، او را به پرنده‌ای تشبیه می‌کردند که «طی ارض» می‌کرد. در یکی از همین سفرها به تاریخ ۲۶ جمادی‌الثانی ۶۴۲ هجری قمری، به قونیه رسید و با جلال‌الدین محمد بلخی، شاعر بلندآوازه ایرانی، آشنا شد. مولوی در آن زمان به تدریس علوم دینی مشغول بود و شاگردان زیادی داشت، اما پس از ملاقات شمس تبریزی، مدرسه و وعظ را کنار گذاشت و به سماع و وجد روی آورد.

تغییر احوال مولوی برای آن‌ها که استاد را به تدرس علوم دینی می‌شناختند، قابل‌تحمل نبود به‌تدریج خشم و حسادت‌ها بالا گرفت و عرصه چنان به شمس تنگ آمد که قونیه را ترک کرد. مولانا در فراغ شمس، در اندوه عمیق فرو رفت. وقتی هم که متوجه شد شمس در شام است، پسرش، سلطان ولد را سراغ او فرستاد. شمس به قونیه بازگشت، اما این بار رنج و آزار بیشتری را متحمل شد. سرانجام تصمیم گرفت که بار دیگر قونیه را ترک کند. هنگام رفتن نیز به مولانا گفت که حتی اگر پشت در را پر از زر کنند، دیگر به آن شهر باز نخواهد گشت.

شمس تبریزی رفت و این بار دیگر نه مولوی و نه هیچ‌کس دیگر رد او را نیافت و ناپدید شدن او به یکی از رازهای سربه‌مهر تاریخ تصوف تبدیل شد؛ آن‌گونه‌ که با گذشت نزدیک به هشت قرن، هنوز درباره چگونگی مرگ و محل خاکسپاری او اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی مدعی‌اند که شمس تبریزی در قونیه به قتل رسید و برخی پژوهشگران نیز معتقدند که او در خوی از دنیا رفت و همانجا نیز به خاک سپرده شد.

اکنون گشایش بارگاه جدید شمس تبریزی در خوی بار دیگر توجه‌ها را به شهری جلب کرده که برخی منابع تاریخی آن را آخرین منزلگاه او دانسته‌اند. شامگاه چهارشنبه پانزدهم مهرماه، هم‌زمان با افتتاح رسمی بارگاه شمس تبریزی در شهر خوی، استان آذربایجان غربی از تندیس شمس در یکی از میدان‌های اصلی شهر نیز رونمایی شد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

مجموعه تازه‌احداث بارگاه شمس تبریزی در زمینی به مساحت هفت هزار مترمربع ساخته شده که سه هزار و ۵۰۰ مترمربع آن فضای مسقف است. طراحی این بنا براساس طرح نادر اردلان، معمار ایرانی، انجام شد. در ساخت گنبد و بخش‌های آجری مجموعه از مصالح و شیوه‌هایی الهام‌گرفته از معماری سنتی ایران استفاده شده است.

ساخت مجموعه بارگاه شمس پس از سال‌ها تاخیر به پایان رسید. به گفته رضا رحمانی، استاندار آذربایجان غربی، عملیات احداث این طرح از سال ۱۳۸۵ آغاز شد، اما به دلیل مشکلات مالی و اجرایی، پیشرفت آن سال‌ها محدود ماند. او مجموع هزینه ساخت مجموعه را ۲۵۰ میلیارد تومان اعلام کرد و گفت برای تجهیز کامل آن به ۵۰ میلیارد تومان اعتبار دیگر نیاز است.

راز مناره شمس تبریزی در خوی

پیش از احداث بارگاه جدید شمس تبریزی در خوی، مهم‌ترین نشانه تاریخی آرامگاه منسوب به این عارف ایرانی، مناره‌ای آجری بود که با نام «مناره شمس تبریزی» شناخته می‌شود. بنایی استوانه‌ای که بدنه آن با جمجمه و شاخ قوچ‌های وحشی تزیین شده و از معدود آثار باقی‌مانده از مجموعه معماری دوره صفوی در خوی است. نکته جالب اینکه درباره این بنا نیز مانند زندگی و مرگ شمس تبریزی رازهای وجود دارد و درباره پیشینه ساخت، بانی و کارکرد آن روایت‌های مختلفی مطرح شده است.

در مشهورترین روایت، ساخت مناره به شاه اسماعیل اول صفوی نسبت داده می‌شود. بر اساس این روایت، شاه اسماعیل در جریان اقامت خود در خوی به شکار قوچ‌های وحشی در کوهستان‌های اطراف رفت و پس از شکار تعداد زیادی از آن‌ها دستور داد با جمجمه و شاخ شکارها، مناره‌هایی بسازند.

با استناد به این روایت، فرضیه‌ای که مطرح می‌شود این است که منار تزیین‌شده با شاخ حیوانات، نمادی از قدرت سلطنتی بود و به احتمال زیاد در آغاز ارتباط مستقیمی با آرامگاه شمس نداشت، اما بعدها به سبب مجاورت با مزار منسوب به شمس تبریزی، به نام او شهرت یافت.

اسناد تاریخی همچنین نشان می‌دهند که مناره کنونی در گذشته بخشی از مجموعه‌ای بزرگ‌تر بود. نصوح مطراقچی، هنرمند، جغرافی‌دان و وقایع‌نگار عثمانی، در سال ۹۴۲ هجری قمری، هم‌زمان با لشکرکشی سلطان سلیمان قانونی به ایران، تصویری از شهر خوی ترسیم کرد. برخی پژوهشگران با استناد به این تصویر و دیگر گزارش‌های تاریخی، براورد کرده‌اند که در آغاز، سه مناره وجود داشت، اما بعدها دو مناره از بین رفت و تنها یک مناره باقی ماند.

شمس تبریزی در خوی یا قونیه؟

پیوند نام شمس تبریزی با این مکان، پیشینه‌ای فراتر از مناره‌ها دارد. برخی روایت‌های تاریخی دفن شمس تبریزی در خوی را قطعی یا محتمل‌تر می‌دانند. یکی از مهم‌ترین اسناد به سود دفن او در خوی کتاب «مجمل فصیحی» نوشته فصیح خوافی، مورخ سده نهم هجری، است که در ذکر وقایع سال ۶۷۲ هجری قمری، شمس تبریزی را مدفون در خوی معرفی می‌کند. «سفینه تبریز»، مجموعه‌ای خطی متعلق به اوایل سده هشتم هجری، نیز از منابعی است که پژوهشگران برای بررسی پیوند شمس با خوی، به آن استناد کرده‌اند.

محمدامین ریاحی در کتاب «تاریخ خوی» و محمدعلی موحد در پژوهش خود درباره زندگی شمس تبریزی، با استناد به این شواهد و گزارش‌های تاریخی دوره عثمانی، فرضیه دفن شمس در خوی را تقویت کرده‌اند. از جمله این شواهد، گزارش سفر سلطان سلیمان قانونی به خوی در سال ۹۴۲ هجری قمری است که بر اساس آن، سلطان عثمانی و صدراعظم او از مزار منسوب به شمس تبریزی دیدار کردند. موحد بر این باور است که شمس پس از ترک قونیه، به سوی تبریز حرکت کرد، اما در خوی درگذشت.

در مقابل، برخی دیگر از مولوی‌شناسان و پژوهشگران ترک، قونیه را محل احتمالی مرگ و خاکسپاری شمس می‌دانند. عبدالباقی گولپینارلی، پژوهشگر برجسته تاریخ مولویه، روایت کشته‌ شدن شمس و انداخته‌ شدن پیکر او به چاهی در باغ امیر بدرالدین گوهرتاش را پذیرفته و معتقد است آرامگاه شمس در محل زاویه منسوب به او در قونیه قرار دارد. محمد اوندر، پژوهشگر ترک، نیز پس از بررسی سردابه‌ای در این بنا در سال ۱۹۵۷ میلادی، مدعی شد که محل دفن شمس را شناسایی کرده است.

با این حال، حتی درباره مرگ شمس در قونیه نیز اتفاق‌نظر وجود ندارد. بدیع‌الزمان فروزانفر، مولوی‌شناس ایرانی، با استناد به روایت‌های سلطان ولد و فریدون سپهسالار، داستان قتل شمس را معتبر ندانست و ناپدیدشدن او را محتمل‌تر ارزیابی کرد.

دانشنامه اسلام ترکیه نیز با بررسی این روایت‌ها و دیدگاه‌های پژوهشگرانی مانند گولپینارلی، موحد، ریاحی و فروزانفر، تاکید می‌کند که درباره زمان و مکان دقیق مرگ شمس نمی‌توان به نتیجه‌ای قطعی رسید.

با این حال، اختلاف تاریخی بر سر محل خاکسپاری شمس تبریزی در دهه‌های اخیر، ابعادی فراتر از یک بحث پژوهشی پیدا کرده و به موضوعی در رقابت فرهنگی و گردشگری ایران و ترکیه تبدیل شده است. در حالی که احداث بارگاه شمس تبریزی در خوی پس از نزدیک به دو دهه تاخیر، سرانجام در مهرماه ۱۴۰۵ به پایان رسید، ترکیه سال‌ها است از نام و میراث شمس و مولانا برای توسعه گردشگری فرهنگی و مذهبی در قونیه بهره می‌برد.

در مرکز قونیه، مجموعه‌ای تاریخی شامل مسجد و آرامگاه منسوب به شمس تبریزی قرار دارد که بنابر اطلاعات رسمی وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه، بنای اولیه آن احتمالا به سده سیزدهم میلادی بازمی‌گردد و در سال ۱۵۱۰ میلادی بازسازی شد و گسترش یافت. این مجموعه که در پارکی به نام شمس قرار دارد، از جاذبه‌های شناخته‌شده گردشگری قونیه است. وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه نیز در معرفی رسمی آن، شمس تبریزی را مدفون در این مکان معرفی می‌کند. هرچند اسناد تاریخی چنین انتسابی را به‌طور قطعی اثبات نکرده‌اند.

ترکیه در طول دهه‌های گذشته، با توسعه زیرساخت‌های گردشگری، برگزاری مراسم سالانه بزرگداشت مولانا و معرفی مجموعه‌های تاریخی مرتبط با طریقت مولویه، قونیه را به یکی از مقاصد مهم گردشگری فرهنگی و مذهبی تبدیل کرده است. بر اساس آمار خبرگزاری دولتی آنادولو، موزه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ بیش از سه میلیون و ۶۲ هزار بازدیدکننده داشت.

در مقابل، خوی با وجود برخورداری از اسناد تاریخی محتمل‌تر درباره مدفن شمس تبریزی و مناره‌ای که از دوره صفوی به نام او شناخته می‌شود، سال‌ها از داشتن مجموعه‌ای متناسب با اهمیت فرهنگی و تاریخی این صوفی بلندآوازه محروم بود.  

بیشتر از فرهنگ و هنر