بیستم مهرماه ۱۳۵۰ خورشیدی برابر با ۲۵۳۰ شاهنشاهی، حوالی ساعت ۱۱ صبح، هلیکوپتر حامل محمدرضا شاه پهلوی و شهبانو فرح در محوطه پاسارگاد به زمین نشست. شاه ایران در برابر آرامگاه کوروش بزرگ، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی حاضر شد و دستهگلی به نشانه احترام و بزرگداشت بر آرامگاه او نهاد. پرچم هخامنشی و پرچم شاهنشاهی ایران برافراشته شد و با شلیک ۱۰۱ گلوله توپ، آیین رسمی بزرگداشت بنیانگذاری شاهنشاهی ایران آغاز شد؛ مراسمی که قرار بود شکوه یکی از کهنترین تمدنهای جهان را پس از ۲۵ قرن، بار دیگر در برابر نگاه جهانیان به نمایش بگذارد و حالا ۵۵ سال از آن روزها میگذرد.
در آیین آغازین جشنهای ۲۵۰۰ ساله، اعضای خاندان سلطنتی، نخستوزیر، روسای مجلس سنا و شورای ملی، مقامهای بلندپایه کشوری و لشکری، ایرانشناسان و نمایندگان ادیان مختلف حضور داشتند. محمدرضا شاه در برابر آرامگاه کوروش ایستاد و سخنرانی تاریخی خود را با ادای احترام به بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی چنین آغاز کرد: «کوروش! شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه هخامنشی، شاه ایران زمین، ما امروز در برابر آرامگاه ابدی تو گرد آمدهایم تا به تو بگوییم آسوده بخواب زیرا که ما بیداریم و برای نگاهبانی میراث پرافتخار تو همواره بیدار خواهیم بود.»
نکوداشت ۲۵ قرن پادشاهی در ایران
جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران از ۱۲ تا ۱۶ اکتبر ۱۹۷۱، برابر با ۲۰ تا ۲۴ مهر ۱۳۵۰، در پاسارگاد، تخت جمشید و تهران برگزار شد. این رویداد با حضور پادشاهان، سران کشورها، نمایندگان دولتهای خارجی و شخصیتهای برجسته بینالمللی، از مهمترین گردهماییهای دیپلماتیک و فرهنگی دوران سلطنت محمدرضا شاه پهلوی بود.
ایده نخست برگزاری این جشنها در سال ۱۳۳۷ از سوی شجاعالدین شفا، ادیب، نویسنده و مشاور فرهنگی دربار پهلوی مطرح شد. هدف اصلی این جشنها، بزرگداشت ۲۵ قرن از بنیانگذاری شاهنشاهی هخامنشی به دست کوروش بزرگ و معرفی تداوم تاریخی ایران از دوران باستان تا روزگار معاصر بود. همچنین برگزاری این جشنها میتوانست علاوه بر نمایش جایگاه ایران در تاریخ تمدن جهان، تصویری از کشوری در مسیر نوسازی، توسعه اقتصادی و پیشرفت اجتماعی ارائه دهد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
انتخاب بیستم مهر برای آغاز جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، طبق منابع موجود، به سالگرد دقیق و ثبتشدهای از زندگی کوروش بزرگ یا رویدادهای تاریخی بازنمیگردد، گرچه روز بیستم مهر سپاه کوروش وارد بابل شد. در تقویم معاصر ایران نیز این روز با عنوان آغاز برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله در سال ۱۳۵۰ نامگذاری شده است.
بر اساس دادههای تاریخی، ابتدا قرار بود این جشنها در سال ۱۹۶۱ میلادی، برابر با سالهای ۱۳۳۹ و ۱۳۴۰ خورشیدی و به مناسبت دو هزار و پانصدمین سال فتح بابل به دست کوروش هخامنشی در ۵۳۹ پیش از میلاد برگزار شود اما دشواریهای اجرایی آن را به تعویق انداخت. سرانجام نیز این جشنها در مهرماه ۱۳۵۰، با محوریت بزرگداشت ۲۵ قرن از بنیانگذاری شاهنشاهی هخامنشی به دست کوروش برگزار شد.
با این امتیاز و تفاوت ویژه نسبت به مناسبت فتح بابل که دیگر فقط در پیروزی سیاسی کوروش هخامنشی خلاصه نمیشد و از منظر میراث تاریخی و فرهنگی او و بازشناسی جایگاه شاهنشاهی هخامنشی در شکلگیری یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان نیز اهمیت داشت. همچنین پیوندی نمادین میان شکوه ایران باستان و ایران مدرن عصر پهلوی برقرار میکرد.
پیشتر داریوش شفا، تاریخپژوه و رئیس دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی، درباره اهمیت و ابعاد بینالمللی جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران به ایندیپندنت فارسی گفته بود که این مراسم در تاریخ جهان رویدادی کمنظیر بود؛ زیرا برای نخستین بار بیش از ۶۰ رئیس کشور در یک سرزمین گرد آمدند تا تاریخ و تمدن همان کشور را گرامی بدارند.
شفا همچنین گفت که در آن زمان، ۱۵۲ کشور عضو یونسکو به اتفاق آرا قطعنامهای در حمایت و اهمیت برگزاری جهانی جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران تصویب کردند. در پی این تصمیم نیز در ۳۲ کشور کمیتههای عالی برای برگزاری برنامههای مرتبط با جشنهای شاهنشاهی تشکیل شد که ۲۸ کمیته زیر نظر پادشاهان یا روسای جمهور آن کشورها فعالیت میکردند. به گفته شفا، برآوردهای آن زمان نشان میداد که برنامههای برگزارشده در این کشورها میتوانست بیش از دو میلیارد نفر را با تاریخ و تمدن ایران آشنا کند.
این تاریخپژوه افزود که مراکز علمی، دانشگاهها، موزهها و موسسات فرهنگی در کشورهای مختلف جهان نیز برنامههای متعددی برای معرفی تاریخ ایران و دستاوردهای تمدنی آن تدارک دیدند. او هدف اصلی این رویداد را فراتر از برگزاری مراسمی تشریفاتی دانست و تاکید کرد: «منظور این بود که دنیا ببیند ایران توانسته در طول ۲۵ قرن چه چیزی به جهان بدهد.»
شکوه ایران دوران هخامنشی
اکنون در بیستم مهرماه ۱۴۰۵، درست ۵۵ سال از روزی میگذرد که محمدرضا شاه پهلوی در برابر آرامگاه کوروش بزرگ، آغاز جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران را اعلام کرد. همچنین حدود ۲۵۷۵ سال از زمانی میگذرد که کوروش بزرگ، شاهنشاهی هخامنشی را بنیان گذاشت که در اندک زمانی به یکی از گستردهترین و تاثیرگذارترین قدرتهای جهان باستان تبدیل شد.
در این فاصله طولانی، ایران شاهد ظهور و سقوط سلسلههای متعدد، جنگها، کشورگشاییها، یورش بیگانگان و دگرگونیهای عمیق سیاسی و اجتماعی بوده است. بااینهمه، میراث تمدنی و فرهنگی ایران از میان نرفته و نام کوروش و شاهنشاهی هخامنشی، همچنان بخشی جداییناپذیر از حافظه تاریخی و هویت ملی ایرانیان باقی مانده است.
ایران دوران هخامنشی، گستره پهناوری را شامل میشد که سرزمینهایی از آسیای مرکزی و دره سند تا مصر، بینالنهرین و بخشهایی از اروپا را دربرمیگرفت و مردمانی با زبانها، ادیان، فرهنگها و سنتهای گوناگون را در ساختاری سیاسی و اداری گرد هم آورده بود.
یکی از ویژگیهای برجسته شاهنشاهی هخامنشی، شیوه اداره این قلمرو پهناور بود. پادشاهان هخامنشی، بهویژه کوروش و داریوش بزرگ، در کنار تثبیت قدرت مرکزی، در بسیاری از سرزمینهای تابع، نهادهای محلی، آیینهای مذهبی و سنتهای فرهنگی را حفظ کردند. این سیاست، امکان همزیستی افراد و گروههای مختلف را در چارچوب شاهنشاهی هخامنشی فراهم میکرد.
علاوه بر آن، سازماندهی ساتراپیها، توسعه راههای ارتباطی، گسترش شبکه پیکهای حکومتی، ساماندهی نظام پولی و تسهیل تجارت میان سرزمینهای دوردست، از دستاوردهایی بود که به اداره و انسجام هخامنشیان کمک کرد.
در عرصه هنر و معماری نیز هخامنشیان آثاری آفریدند که پس از گذشت بیش از دو هزار و ۵۰۰ سال، همچنان از برجستهترین یادگارهای تمدن جهان باستان به شمار میروند. پاسارگاد، تخت جمشید و مجموعه کاخهای شوش، جلوههایی از دانش مهندسی، هنر معماری و پیوند سنتهای هنری سرزمینهای مختلف شاهنشاهیاند که تنوع فرهنگی سرزمینهای تابع هخامنشیان را بازتاب میدهند.
اینکه چرا ایرانیان از دوران هخامنشیان به عنوان، روزگار شکوه و جلال خود یاد میکنند با مجموعه دلایلی که گفته شد، ارتباط دارد. ایران در آن زمان، یکی از کانونهای اصلی قدرت، سیاست، فرهنگ و تمدن جهان بود. از همین رو، بزرگداشت کوروش و هخامنشیان برای بسیاری از ایرانیان، فراتر از یادآوری یک سلسله پادشاهی، ادای احترام به بخشی از میراث تمدنی و تاریخی ایران است.
به همین ترتیب، جشنهای سال ۱۳۵۰ فرصتی بود تا محمدرضا شاه پهلوی، با تکیه بر این پیشینه تاریخی، پیوند میان ایران باستان و ایران معاصر را به نمایش بگذارد و در کنار یادآوری جایگاه ایران در تاریخ تمدن جهان، تصویری از کشوری با هویتی کهن و رو به توسعه ارائه کند.

