نظر همای سعادت درباره انتخابات

چرا همای سعادت در انتخابات شرکت نکرد؟

همای سعادت تحت الحفظ به مکان نامعلومی برده شد.

دستگیری نامبرده

در آستانه انتخابات در جمهوری اسلامی ناگهان همای سعادت، مرغ افسانه‌ای و اساطیری در ارتفاعات طالقان پیدا شد. انتشار عکس و فیلم او همگان را به حیرت واداشت!

هنوز چند ساعت از انتشار خبر پیدا شدن همای سعادت نگذشته، عکسی آمد حاکی از دستگیری نامبرده توسط مأموران مخفی سپاه و بسیج که ریش نداشتند و لباس تمیز به تنشان بود. (آبروداری پیش همای سعادت)

همای سعادت در بازجویی‌های اولیه ارادت خود را به رهبر معظم اعلام داشته و گفت من هم وقتی از تخم درآمدم گفتم «یاعلی»!

سردار سلامی افزود: دستگیری این همای بدبخت بی برکت بود چونکه لپ-تاپ و تلفن همراه نداشت که ضبط کنیم.

همای سعادت در باره علت ظهورش افزود «فکر کردیم موقع شادی ایرانی‌هاست، چونکه به ما خبر دادند که رهبر معظم از دنیا رفته!»... اما همین که سردار سلامی دست به سلاح برد همای سعادت افزود «بنابراین بنده به گمان رهبر شدن آیت الله العظمی مجتبی خامنه‌ای پرکشیدم آمدم که در شادی مردم شریک باشم.».

 

حالا یک توضیح:
در ژورنالیسم مدرن در تعریف خبر میگویند «خبر آنجاست که خبرنگار آنجاست.»، اما کارشناسان در توجیه پیدا شدن همای سعادت نگفتند «همای سعادت آنجاست که عکاس و فیلمبردار آنجاست». اگر در آن زمان و آن مکان شکارچیان دوربین به دست نمی‌بودند شاید همای سعادت تا انتخابات بعدی پیدایش نمی‌شد.

من با اینکه کارشناس ایران اینترنشنال و بی بی سی نیستم، مطمئنم که این لاشخور گُنده بَک از اعماق تاریخ نرسیده، از زیر بته هم درنیامده، بلکه همراه خواهران و برادرانش از تخمی در همان پس و پشت‌های کوه‌های طالقان آمده بیرون. پس ایل و تبارش دارند در حصار کوهستان‌ها – در امان از دوربین‌ها - زاد و ولد می‌کنند. کارشناس داند! بگذریم.

نظر همای سعادت را درباره جمهوری اسلامی پرسیدند. وی افزود: خوشم میاد. وی دوباره افزود خیلی خوشم میاد. نامبرده اضافه کرد من از بوی لاشه خوشم میاد.

سؤال شد: به شما لاشخور ریش‌دار هم می‌گویند؟ وی افزود اجدادم آخوند بودند. اصولگرا. فابریک. مؤمن و معتقد. وی دوباره افزود: هنوزم یک عده‌مون با بال راست می‌ریم مستراح!

درباره علاقه‌اش به شرکت در انتخابات، همای سعادت افزود: خیلی دوست داشتم ولی تخمم توی صندوق جا نمیگیره!

***

لخت کردن بشر دوستانه

به گزارش ایندیپندنت فارسی، دفتر کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل اعلام کرد که ارتش اسرائیل یک کاروان کمک‌های پزشکی را در شهر خان یونس در جنوب غزه متوقف کرده و امدادگران را مجبور به درآوردن لباس‌هایشان کرده‌ است.

این گزارش بعدا اصلاح شد که لباس همه امدادگران را درنیاورده‌اند، بلکه فقط آنانی را که اندازه و سایز لباسشان به تن نتنیاهو می‌خورده، درآورده‌اند. (نه، این طنزش قوی نبود. اصلاٌ بگذریم از طنز. خشک و جدی عرض کنم:)

فقط این را از کارشناسان عزیز بپرسم که اصلاً فرستادن کمک پزشکی چه معنی و مناسبتی دارد؟ در جايی که آدم‌های سالم را با موشک می‌زنند لت و پار می‌کنند امدادگران پزشکی می‌خواهند بروند تبخال لب پیرزنی پنهان شده در زیرزمینی در غزه را پماد بمالند؟

***

یک خبر دینی، هنری، ادبی

 در ایالت پنجاب پاکستان خانمی که پیراهنی پر از جلوه بر تن داشته (یعنی انبوهی کلمه «جلوه» با خط فارسی و عربی، ریز و درشت در سرتاسر این پیراهن نوشته شده. چه طرح زیبایی). بله، این خانم ناگهان مورد هجوم آقایان مذهبی و غیرتی قرار می‌گیرد که خیال می‌کنند این آیه‌های قرآن است روی پیراهن آن خانم!

خوشبختانه قبل از اینکه او را به سزای اعمالش برسانند و هر تکه بدنش با یکی از آن جلوه‌ها به گوشه‌ای بیفتد، پلیس سر می‌رسد و آقایان غیرتی را از اشتباه درمی‌آورد. زن بیچاره وحشت زده لباس دیگری می‌پوشد و آن پیراهن را در اختیار علمای پاکستانی می‌گذارد که بیشتر تحقیق و تفحص کنند!

کاش به جای این مردان نادان، فروغی بسطامی شاعر ایرانی دویست سال پیش در خیابان به این بانوی جلوه پوش برمی‌خورد تا که بگوید:

با صد هزار جلوه برون آمدی که من

به صد هزار دیده تماشا کنم ترا

***

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه