هشدار کارشناسان درباره تخریب مرتفع‌ترین کاخ تخت جمشید

فرسایش سنگ‌ها، نوسان‌های دمایی شدید، مرمت‌های غیراصولی و کمبود بودجه کاخ هدیش و دیگر بناهای هخامنشی را در مسیر تخریب خاموش قرار داده است

کاخ هدیش‌ــ عکس سایت شهر خبر

وضعیت کاخ هدیش در مجموعه جهانی تخت جمشید، بنایی که به‌عنوان کاخ اختصاصی خشایارشا، یکی از مرتفع‌ترین و در عین حال آسیب‌پذیرترین بخش‌های این محوطه باستانی به شمار می‌رود، بار دیگر نگرانی فعالان و کارشناسان میراث فرهنگی را تشدید کرده است. کارشناسان معتقدند پدیده «پوکی سنگ» ناشی از نوسان‌های دمایی شدید، همراه با فرسایش تدریجی و آسیب‌های انسانی این بنای ارزشمند را در مسیر تخریب خاموش قرار داده است.

محمدرضا علی‌خواه، کارشناس حفاظت مجموعه میراث جهانی تخت جمشید، روز یکشنبه در تشریح آخرین وضعیت کاخ هدیش اعلام کرد نوسان‌های دمایی شدید، پوکی سنگ‌ها و رشد گلسنگ‌ها سه تهدید اصلی این کاخ‌اند که رفع آن‌ها نیازمند بودجه، نیروی انسانی متخصص و زمان کافی است.

او با اشاره به موقعیت خاص این کاخ گفت: «کاخ هدیش مرتفع‌ترین بخش کوشک شاهی تخت جمشید است. نوع آسیب‌هایی که در این بخش مشاهده می‌شود، با دیگر بخش‌های مجموعه تفاوت دارد. مهم‌ترین و بارزترین آسیب پوکی شدید سنگ‌ها است که علت اصلی آن نوسان‌های دمایی شدیدتر نسبت به سایر بخش‌ها است و هرچند شیوه مرمت از نظر ظاهری مشابه دیگر بخش‌ها است، شرایط اینجا بحرانی‌تر است و زمان بیشتری برای ترمیم نیاز دارد.»

علی‌خواه در ادامه با رد نقش مخرب گسترده گلسنگ‌ها در تخریب تخت جمشید، عامل انسانی یا همان واندالیسم را مهم‌ترین تهدید این محوطه تاریخی دانست. به گفته او، «اگر بخواهیم آسیب‌ها را دسته‌بندی کنیم، آسیب انسانی و نوسان‌های دمایی در صدر قرار دارند. گلسنگ‌ها در دسته آسیب‌های زیستی قرار می‌گیرند و نسبت به عوامل دیگر، کمترین میزان تخریب را دارند. یک گلسنگ در بازه ۵۰۰ تا هزار سال، حدود ۳ درصد آسیب به سنگ وارد می‌کند، اما آسیب انسانی می‌تواند در چند ثانیه تخریب جدی ایجاد کند. ظاهر ناخوشایند گلسنگ‌ها توجه بازدیدکنندگان را جلب می‌کند، اما شدت تخریب واقعی بسیار کمتر از تصور عمومی است.»

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

وعده‌هایی که روی کاغذ ماند

نگرانی‌ها درباره وضعیت تخت جمشید موضوعی تازه نیست. در سال‌های اخیر بارها کارشناسان درباره فرسایش تدریجی این میراث جهانی هشدار داده‌اند. فروردین سال جاری نیز علیرضا عسکری چاوردی، مدیر پایگاه میراث جهانی تخت جمشید، از اجرای برنامه‌های ساماندهی، حفاظت و مرمت در بخش‌های مختلف این مجموعه خبر داد. این برنامه‌ها عبارت بودند از حفاظ اضطراری دیوار جنوب‌غربی کاخ هدیش، ساماندهی و مرمت بخش شرقی دیوار هدیش، مرمت جرز شرقی درگاه شمال‌غربی کاخ صدستون، ساماندهی سنگ‌های منقوش در محوطه، مرمت دیوار شمال‌غربی و نیز جرز شرقی دروازه ایوان شمالی کاخ صدستون، موسوم به گاو نگهبان و دیوار شمالی تختگاه.

عسکری چاوردی همچنین بر ضرورت ایجاد حفاظ برای بخش‌هایی از مجموعه تاکید کرد و بارش باران و جاری شدن آب روی نقش‌برجسته‌ها را یکی از عوامل جدی تخریب دانست؛ موضوعی که اهمیت ساماندهی فوری بخش‌هایی مانند پلکان شمالی کاخ آپادانا، کف‌فرش‌های قرمز هخامنشی در کاخ تچر و سنگ‌های منقوش بخش غربی ساختمان اداری همراه با شیر سنگی ضلع شرقی کاخ آپادانا را دوچندان کرد.

مرمت؛ نجات یا تخریب تدریجی؟

با وجود ضرورت اجرای طرح‌های مرمتی، بخش قابل‌توجهی از کارشناسان میراث فرهنگی درباره شیوه اجرای این پروژه‌ها هشدار می‌دهند. تجارب سال‌های گذشته نشان داده که برخی مرمت‌های غیراصولی نه‌تنها به حفاظت منجر نشده، بلکه به تخت جمشید آسیب‌هایی جبران‌ناپذیر وارد کرده است.

انجمن دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران پیش‌تر با انتقاد صریح از روند مرمت‌ها اعلام کرده بود بسیاری از اقدام‌های صورت‌گرفته فاقد طرح مطالعاتی اولیه، مشورت با کارشناسان متخصص و تایید شورای فنی پایگاه میراث جهانی بوده‌اند. علی افشاری، دبیر این انجمن، هشدار داد که «اعمال سلیقه‌های شخصی در مرمت می‌تواند به ضدمرمت تبدیل شود».

یکی از نمونه‌های شاخص مرمت مسئله‌دار دست سرباز هخامنشی منقوش بر جرز شمالی دیوار درگاه ایوان بنای منسوب به کاخ شهبانوی خشایارشا، یعنی ورودی کنونی موزه میراث جهانی پارسه است. سیامک علی‌زاده، مرمتگر آثار تاریخی، دراین‌باره گفته بود: «دست این سرباز به‌گونه‌ای پاکسازی و مرمت شده که با پاتینای طبیعی زمینه آن تفاوت دارد. این تفاوت به بازدیدکننده این حس را می‌دهد که سرباز دستکشی سفید به دست دارد.» به گفته او، نگرانی از جدا شدن این بخش مرمتی به دلیل فاصله ایجادشده با لایه زیرین نیز از دیگر ایرادهای جدی این اقدام است.»

در سال ۱۳۹۹ نیز استفاده از آجر و مصالح جدید برای مرمت بخش‌هایی از تخت جمشید واکنش گسترده فعالان میراث فرهنگی را در پی داشت. هرچند مدیران وقت این اقدام را موقتی توصیف کردند، منتقدان آن را اقدامی پرخطر دانستند.

مهدی مجابی، استاد دانشگاه و کارشناس میراث فرهنگی، در واکنش به این موضوع تاکید کرد: «چنین مواردی در تخت جمشید سابقه دارد. تخریب‌ها طی سال‌ها به دلیل رفت‌وآمد بی‌ضابطه و نبود مراقبت اصولی شکل گرفته‌اند. مسئولان باید مرمت‌های ناسازگار و غیراصولی را متوقف و اصلاح کنند.» به گفته او، مشکل اصلی نبود بودجه مشخص و پایدار برای حفاظت و مرمت این مجموعه است.

کمبود بودجه، پاشنه آشیل حفاظت

مجابی کمبود منابع مالی را عامل اصلی استفاده از نیروی غیرمتخصص عنوان کرد و گفت: «وقتی اعتبارات کافی وجود ندارد، به جای مرمتگران حرفه‌ای از کارگر ساده استفاده می‌شود. این بزرگ‌ترین چالش حوزه میراث فرهنگی است. بدون منابع مالی پایدار، حفاظت از تخت جمشید و دیگر آثار تاریخی ممکن نیست.»

نگرانی‌ها تنها به تخت جمشید محدود نمی‌شود. در روزهای اخیر وضعیت مجموعه تاریخی نقش رستم نیز در کانون توجه قرار گرفته است. فرونشست زمین در دشت مرودشت به‌طور مستقیم این محوطه باستانی را تهدید می‌کند و خطر تخریب گسترده آرامگاه‌های هخامنشی را افزایش داده است.

آرامگاه خشایارشا، آرامگاه داریوش اول، داریوش دوم و بنای کعبه زرتشت همگی نیازمند مطالعات فوری حفاظتی و آغاز عملیات مرمتی‌اند. مدیران پایگاه میراث جهانی تخت جمشید نیز با تایید این وضعیت اعلام کرده‌اند که نبود بودجه و کمبود امکانات، هرگونه مداخله ضروری را به تعویق انداخته است.

نمونه دیگری از بحران مرمت غیراصولی در مسجد کبود تبریز رخ داد و شیوه مرمت این بنای نزدیک به ۶۰۰ ساله اعتراض گسترده متخصصان را برانگیخت. به باور آنان، مداخلات صورت‌گرفته نه‌تنها با اصول علمی مرمت همخوانی ندارد، بلکه هویت تاریخی و معماری مسجد را خدشه‌دار کرده‌ است.

محمود مهدی‌پور، عضو هیئت‌مدیره انجمن متخصصان حفاظت و مرمت بافت‌ها و بناهای تاریخی آذربایجان شرقی، دراین‌باره گفت: «در برخی بخش‌های مسجد کبود، الحاقاتی شبیه به معماری معابد یونانی و رومی بالای ایوان شمالی ایجاد شده است. تکمیل کاشی‌کاری‌های فرو ریخته بدون رعایت ضوابط علمی هم اصالت کالبدی اثر را زیر سوال برده است.» به گفته او، چنین اقدام‌هایی واکنش گسترده متخصصان مرمت، تاریخ و باستان‌شناسی را برانگیخته است.

درخواست برای حضور گروه‌های بین‌المللی

مجموع این تجربه‌های تلخ سبب شده برخی فعالان میراث فرهنگی درباره وعده‌های تازه برای مرمت تخت جمشید با تردید نگاه کنند. برخی از آنان حتی پیشنهاد کرده‌اند با توجه به جایگاه جهانی تخت جمشید، از تیم‌های تخصصی کشورهای باسابقه در مرمت آثار سنگی، مانند ایتالیا، برای نجات بخش‌های آسیب‌دیده دعوت شود.

تخت جمشید، نقش رستم، مسجد کبود و ده‌ها بنای تاریخی دیگر، بخشی از حافظه تاریخی و هویت ملی ایرانیان‌اند؛ اما این میراث ارزشمند، زیر سایه نگاه غیرکارشناسی، کمبود بودجه و مدیریت ناپایدار، هر روز آسیب‌پذیرتر می‌شود. فرسایش خاموش سنگ‌ها، واندالیسم، مرمت‌های غیراصولی و تعلل در تخصیص منابع، مجموعه‌ای از تهدیدهایی است که اگر به‌سرعت مهار نشوند، ممکن است بخشی از این سرمایه تمدنی را برای همیشه از بین ببرند.